بارش باران و طرح تفصیلی شهر

(نمونه موردی شهر اروميه)

 مقدمه

            مطالبی که در این مقاله آورده میشوند، مباحثی است در ارتباط با "اقلیم و هیدرولوژی شهری".

در این نوشته سعی بر آن شده است که نحوه تحقیق در زمینه اقلیم با دیدی به رشته برنامه ریزی شهری به عنوان نمونه موردی بر روی شهر ارومیه مورد بحث قرار گیرند.

انتخاب شهر ارومیه در این مقاله بدلیل حضور فیزیکی نگارنده در محل و سهولت دسترسی به اطلاعات میباشد. پایه اطلاعات داده های گردآوری شده از طرح جامع تجدیدنظر در سال1385 و عکسهای تهیه شده از سوی نگارنده و برداشتهای کتابخانه ای است که در طی گزارش منابع مربوطه آورده شده اند.

 در این گزارس همانند کلیه مندرجات تحقیقی از شیوه های معمول علمی استفاده شده است تا که امکان سندیت بخشی علمی میسر و تمرینی صحیح برای نگارنده بوده باشد.

امیدوار است مندرجات مطالب گردآوري شده توانسته باشند مفيد فايده خواننده محترم بوده باشند.

  

                                                                                    رضا پورمجیدی

                                                                                   مهندس شهرساز

                                                                                     زمستان  1390

                                                                              rpmurmia@gmail.com                             

  بررسی و ضع موجود و مبانی نظری

 

        در بررسی مطالعات مربوط به برنامه ریزی شهری مبحثی که جزو بخشهای اصلی مطالعاتی بوده و بدون آنها و آشنایی به زیر مجموعه بحثهای مربوطه امکان پیشبرد هرگونه مطالعه کاربردی شهری میسر نمی باشد، جغرافیا و پدیده های مربوطه میباشد. بدون مطالعه وضع موجود پدیدیه های جغرافیایی اصولا مطالعات شهری ممکن نخواهند بود.

          در فرآیند سیستمی مطالعات برنامه ریزی شهری آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است بعنوان داده ای هر چند احتمالی در تجزیه و تحلیل برای آینده مورد توجه بوده و استفاده خواهد شد. گذشته از روشهای مشاهده بصری، روش تبدیل فرآیندها به داده های رقمی نیز جایگاه ویژه ای دارد.

          در ارتباط با میزان بارش، تعدد آنها، نسبت بارش در ارتباط با ماههای سال سالهای متمادی و غیره  از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در ارومیه این وضعیت چگونه است و آیا میتوان آنرا مورد بهره برداری طبیعیتر مورد استفاده قرار داد. بارش باران شاید که بخودی خود آنچنانکه باید مورد استفاده زیادتری نداشته باشد اما حداقل میتوان از آن برای سیراب نمودن لایه های زیرین زمین مکانی که بارش بدانجا میبارد مورد استفاده قرار داد. به عبارتی دیگر بدون آب هر چیزی چسبندگی خود را نخواهد داشت و میتوان این چسبندگی طبیعی را با آب باران جبران نمود. از طرفی فرض نماییم زمینی با مساحت بسیار زیاد تماما عایق کاری شده است، اگر باران شدیدی بدانجا ببارد میبایست منتظر براه افتادن سیلاب بود و این درحالی است که میتوان با تدابیر از میزان عایق کاری کاست و یا با تدبیر و مدیریت و طراحی خاصی بخش اعظم آب را به دل زمین هدایت نمود.

           البته شاید این موضوع برای برخی مکانها موضوعیت نداشته و قابل تصور نباشد اما با توجه به وضعیت استقرار شهر ارومیه و اینکه زمینهای اطراف آن حاصلخیز بوده و کشاورزی پر رونقی را دارا میباشد و از گذشته های حتی نچندان دور همین زمینهای کشاورزی توسط مردم به اماکن مسکونی تبدیل شده اند، موضوع قابل توجه میباشد.      

 

شهر ارومیه:

               

شهر ارومیه مرکز اداری-سیاسی استان آذربایجانغربی است. این شهر در طول جغرافیایی 45 درجه و 4دقیقه و عرض 37 درجه در ارتفاع متوسط 332متر از سطح دریا در دشت ارومیه قرار داشته و دارای 3/583 هزار جمعیت (در سال 85) است که 8/33 درصد جمعیت شهری استان و 8/97 درصد جمعیت شهری شهرستان ارومیه میباشد. جمعیت شهر ارومیه بیش از 2/3 برابر جمعیت شهر خوی (دومین شهر پرجمعیت استان) است. فلاتی که شهر ارومیه در داخل آن قراردارد، پهنه ای کوهستانی با ارتفاع 1300 تا 3000 متر از سطح دریاست که تقریبا از مرز ترکیه شروع شده و به موازات حرکت از غرب به شرق از ارتفاع آن کاسته میشود تا به اراضی پست دریاچه ارومیه میرسد. شهر ارومیه در حد فاصل بخش کوهستانی و دشتی این پهنه و در داخل دشت ارومیه قرارگرفته است که از شرق و جنوب با کوههای علی ایمن، سیرداغی، جهودلرداغی، ماه داغی، مداولی و... و از شمال و غرب با اراضی مرغوب دشت ارومیه محاصره شده است که تا اراضی پست و شور حاشیه دریاچه ادامه می یابد.

          عکس ذیل موقعیت شهر را در پهنه کشورهای همجوار، کشور و استان آذربایجانغربی به نمایش میگذارند.

          سابقه تمدن و زندگی در محدوده کنونی شهر ارومیه به حدود هزاره اول قبل از میلاد باز میگردد. این شهر در قرون سوم و چهارم هجری قمری، پس از اردبیل و مراغه، سومین شهر بزرگ منطقه آذربایجان به شمار می آید، موقعیت استقرار این شهر بر سر راههای تجاری قفقاز، آسیای صغیر و بین النهرین شرایط مساعدی را برای توسعه فرهنگی، اقتصادی و سکونت آن پدید می آورد.

          در مقابل، زندگی ایلیاتی در منطقه و مرزی بودن آن موجب بروز جدالهای ایلی و قومی و مرزی متعدد می شود که رشد و گسترش شهر را تحدید میکند. تا زمان پهلوی اول شهر دارای برج و بارو و دروازه و خندق است و تنها حدود 300 هکتار مساحت دارد. در سال 1312 پس از تخریب باروی شهر و ایجاد عملکردهای شهر و خیابانهای جدید زمینه گسترش کالبدی-فیزیکی شهر فراهم میشود. این گسترش در طول دوره پهلوی تداوم یافته و مساحت شهر در سال 1353 به حدود 1400 هکتار میرسد. تا پایان دوره پهلوی، هنوز شهر در یک طرف شهرچای قرار دارد و لیکن با آزاد شدن پتانسیل مهاجرتهای روستا به شهر و نیز تضعیف کنترل گسترش شهر به وسیله مدیریت شهری و... مساحت شهر در سالهای پس از انقلاب به سرعت افزایش پیدا میکند تا جایی که در سال 1365 به 3665 هکتار و در سال 1373 به 5212 هکتار افزایش می یابد و شهر در هر دو سوی شهرچای گسترش پیدا می نماید. پس از تصویب طرح تفصیلی شهر در این محدوده، حدود 1200 هکتار زمین جدید به محدوده شهر اضافه شده و علاوه بر آن، برخی گروههای شهری با نفوذ و نیز مهاجران روستایی و فقرای شهری طرد شده به حاشیه آن، در فراسوی این اراضی اقدام به ساخت و سازهای شهری میکنند، به طوری که مساحت داخل محدوده و اراضی ساخته شده اطراف شهر بالغ بر 8570 هکتار مساحت میشود.

          نقش شرکتهای تعاونی مسکن دستگاههای اجرایی و ارگانهای نظامی-انتظامی در گسترش بی سابقه شهر در دهه های اخیر بسیار قابل ملاحظه بوده است.

                نقشه ها و عکسهای پیوستی وضعیت موجود شهر را به نمایش می گذارد. همانگونه که میتوان از آنها دریافت شهر ارومیه در یک پهنه گسترده  و شاید بتوان گفت بشکلی نامتوازن اما ستاره ای قرار دارد و در دست حاصلخیز اورمیه که اطراف آن را در قسمت غربی زمینهای کشاورزی در برگرفته است، قرار دارد.

 

 

بارندگی در ارومیه:

 

اطلاعات ايستگاه سينوپتيك اروميه در يك دوره 11 ساله آماري حدفاصل 1373 تا پايان 1383 نشان ميدهد كه متوسط ميزان بارندگي ساليانه در اين شهر 3/287 ميلي متر بوده كه حداكثر آن در سال 1373 با 9/485 ميلي متر و حداقل آن در سال 1377 با 7/187 ميلي متر اتفاق افتاده است. در همين دوره آماري بالاترين بارش در فصل بهار با 2/120 ميلي متر, در فصل زمستان با 84 ميلي متر, در فصل پاييز با 1/66 و در فصل تابستان با 17 ميلي متر صورت گرفته است.

          طبق اطلاعات مندرج در طرح جامع ناحيه اروميه, ميانگين ميزان بارندگي در شهر اروميه در طول يك دوره سي ساله بالغ بر 4/357 ميلي متر بوده است. ضمن آن كه اطلاعات سازمان آب منطقه اي استان، اين ميزان را براي يك دوره بيست و پنج ساله 3/375 ميلي متر نشان ميدهد. در هر حال، طبق نقشه منحني هاي همباران ناحيه اروميه, مقدار بارش در اين ناحيه بين حدود 700 ميلي متر در ارتفاعات غرب اروميه و 300 ميلي متر در حوالي درياچه اروميه در نوسان است كه شهر اروميه در محدوده بين 300 تا 400 ميلي متر باران قرار ميگيرد.

 

طرح تفصیلی ارومیه (سند توسعه و عمران شهری ارومیه):

 

بر اساس آنچه که در مباحث و مطالعات طرحهای توسعه و عمران شهری ارومیه آمده است و میتوان دریافت متاسفانه نمیتوان به مطالعات و بررسیهای خاص در مورد نحوه جمع آوری آبهای شهری به واسطه بهره گیری از مبحث نفوذ پذیری و یا امکان سنجی سودمندی از ارگانیک و ژئو مورفولوژی شهری دریافت. این بدان معنی است که مثلا آیا میتوان بارندگی انجام یافته به سطح شهر را از طریق نفوذ پذیری به داخل زمین هدایت نمود. همانگونه که قبلا اشاره گردید سطح شهر ارومیه مساحتی بالغ بر  8570 هکتار را شامل میشود. این مقدار مساحت قبلا و در زمانهای نه چندان دور شامل اراضی باغات و عمدتا کشاورزی بوده اند در صورتیکه هم اکنون با سیمان و آسفالت و مواد سفت و عایق کاری شده که امکان نفوذ پذیری آب را ممکن نمی سازند، سازه بندی شده اند. در مقایسه با قدیم میتوان گفت که سطح زیر شهر بی آب است و طبیعتا سطح آبهای زیرزمینی پایین تر (نسبت به سابق). در کتابهای قدیمی مربوط به شهر ارومیه، از این شهر تحت عنوان "شهرآب" نام برده میشد اما اینکه حال دیگر بتوان همچو عنوانی را به شهر ارومیه اطلاق نمود، سوالی خواهد بوده در حاله ای از ابهام.

البته ذکر این نکته ضروری است که این تنها شهر ارومیه نیست که دچار این کمبود مطالعات و یا به درستی پیشنهاداتی در خصوص ساختار و یا احتمالا ویژگیهای مواد و مصالح لازم برای بکار بری در مستحدثات شهری میباشد بلکه اکثر طرحهای توسعه اینگونه اند که عمده دلیل آن نیز عدم اجرایی تر بوده آنهاست و در مطالعات صرفا به مسیرهای هدایت آبهای سطحی بلحاظ ویژگیهای توپوگرافی شهری پرداخته شده است. در برخی از طرحهای توسعه و عمران تا حد ارائه پیشنهاد پروفیل اجرایی خیابان پیش رفته اند اما اینکه توانسته باشند آب را به داخل همان مکان بارش برده باشند، موفق نبوده اند. پیشنهاد هدایت آبهای سطحی بواسطه کانال کشی امری است تابع تکنیک و فن اما توسعه بر پایه ساختار زمین شناسی و  یا بهره گیری ارگانیکی از شکل زمین نمی باشد. به عبارتی دیگر نمیتوان جغرافیا و از عوامل طبیعی  آن که یکی از آنها بارندکی باشد را بصورت ارگانیک در شهر مشاهده نمود بلکه پیشنهادات در ارتباط با دست یازی به جغرافیاست. در ادامه بحث تعدادی از اقدامات اجرایی مربوط به پیاده رو سازی صورت گرفته در سطح شهر ارومیه پیوست میگردند. توضیحات کامل بر روی عکسها ذکر گردیده اند. اگر در مطالعه تصاویر دقت زیادتر معطوف گردد، میتوان بوضوح عایق کاری! شهری را مشاهده نمود.

 

تجزیه و تحلیل:

 

بر اساس آنچه که در مباحث بخشهای پیشین آمد، میتوان در یافت که برنامه ریزی بر مبنای پدیده های جغرافیایی صرفا در محدوده کلی شهر بوده و آنچه که میبایست به عنوان امور اجرایی تلقی گردند ملاحظه و مشاهده نمیشود. بعبارتی دیگر طرح تفصیلی که تحت عنوان سند توسعه شهر قلمداد میشود نمیتواند الگویی را ارائه نماید که بعنوان ابزار و قوائد کلی ساختاری سازه های مورد نیاز المانهای شهری باشد.

          در خیلی از شهرهای کشورها و حتی مربوط به مهندسین مشاوری که توانایی ارائه سبکها و ایده های نوظهور و قابل مطرح در بعد جهانی داشته و بعبارتی جهان شمول باشند، دیده میشود که در راستا و یا نکته معترضه گونه ای در کنار قوائد و ضوابط موجود شهری  ایده های نوینی ارائه میشود که حاکی از الزام در تغییر وضع موجود و بهبود و یا حتی به تعبیری تغییر بلحاظ شرایط و ویژگیهای زمانی و مکانی حال و آینده با توجه به پیش بینی های انجام یافته دارد.

          در حال حاضر در موقعیت زمانی ای قرار داریم که علوم رفته رفته شکل و ویژگیهای جدیدی را شامل میشوند. در گذشته اگر تحقیقی صورت پذیرفته و نتیجه ای حاصل میگردید، محصولی محسوب میگردید که شاید نتیجه سالیان دراز بود. ولی هم اکنون دیگر وضع بسان سابق نیست. لحظه ای را نمیتوان انتظار داشت که شق جدیدی از ویژگی خاص موضوعی تحقیق نشده به عرصه آورده شود. هر لحظه نتیجه تحقیقی جدیدی مخابره میشود. دنیا دیگر تغییر یافته و سکون جای خود را به دینامیک روزافزون داده است.

          در ارتباط با ارومیه  میتوان گفت که شاید به دلایل گوناگونی به بی مهری سپرده شده است. از این دلایل میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

1.       عدم توجه ویژه به شرح خدمات تهیه طرحهای توسعه و عمران شهری

2.      عدم وجود چارچوب قانونی ویژه در الزام قانونی دستگاهای متولی در توجه به پدیدیه های جغرافیای و بهره گیری از روشهای ارگانیکی در اقدامات عمرانی

3.    عدم توجه مهندسین مشاور مطالعه کننده طرحهای توسعه و عمران بویژه شهری بلحاظ عدم وجود قالب فکری ایده ای و سبکی در امور مطالعاتی خود

4.    عدم الزام پیمانکاران ساختمانی مجری مستحدثات و اقدامات عمرانی شهری به بکارگیری کارشناسان شهری جهت رعایت اصول شهرسازی در سازه های شهری

5.     بروز نبودن پیمانکاران از تحقیقات مربوط به آخرین دستاوردهای بشری و تکنولوژیهای نوین

6.     به صرفه اقتصادی نبودن تلقی نمودن استفاده از تکنولوژی جدید

7.     عدم طرح سوالات از سوی انجمنهای غیر دولتی و یا فعالان در زمینه استفاده و بهره مندی از پدیده های طبیعی در راستای توسعه پایدار

8.    عدم ارتباط با شهرههای دیگر حتی سایر کشورها جهت استفاده از تجربیات آن شهرها و متولیان مربوطه

9.      عدم طرح طرحهای شهری تهیه شده در معرض عامه مردم و بویژه طراحان شهری جهت نقد قبل از اجرا

10.   عدم بهره گیری از کارشناسان طراحی شهری جهت دخالت بیشتر و موثر در طرحهای شهری  شونده توسط شهرداری (بویژه) بدلیل اعلام کمبود  متخصص ماهر! در شهرداری

11.    بعضا عدم اعتقاد متولیان شهری به پیشرفتهای نوظهور در تکنولوژی

12.   ...

 

این دلائل از عمده عواملی هستند که اجرا طرحهای توسعه شهری را دچار دستخوش عدم امکان اجرا مینمایند. به بیانی ساده تر وقتی به عقب برگشته و با اندیشه ای انتقادی به کارهای مطالعاتی و اجرایی صورت گرفته در شهر بنگریم، بنظر میرسد که کار عمرانی فنی تری بنظر نمیرسد و این همان تعبیر است که در این تحقیق به معرض بحث گذارده شده است.

 

  پیشنهادات:

 

حال چه میتوان پیشنهاد داد؟ یا به بیان واضحتر چه پیشنهادی داد که توانسته باشد با جامع نگری خاصی جمیع جهات و زوایای سودمندیهای ساختاری از پدیده های طبیعی همانند بارش باران را که تلاش نویسنده در پی زیر زره بین گذاردن آن در این تحقیق بوده است، در بر گیرد.

از آنچه که در بخش قبلی آمد آشکارا میتوان دریافت که ضوابط و مقررات توسعه شهری در ارومیه، سطح سواد عمومی، عدم توجه به موجودیت بارندگی از دلائل امر میباشند. پس میتوان گفت که پیشنهادات میبایست در این زمینه ها باشد و لذا:

1.       تغییر شرح خدمات تهیه طرحهای توسعه و عمران

2.      الزام مهندسین مشاور جهت توجه ویژه به پدیده های جغرافیایی و پیشنهادات مربوطه

3.    استفاده از مهندسان و متخصصان شهرساز در اقدامات عمرانی و الزام پیمانکاران به بهره گیری از خدمات آنان در اجرای پروژه های عمرانی شهری

4.    استفاده از تکنولوژیهای نوین در سازه های شهری بویژه بعنوان نمونه از فنآوری نانو که توانسته در سازه های شهری و امکان نفوذپذیری آب پیشرفت قابل توجهی کرده باشد

5.     بالابردن سطح آگاهیها و اطلاعات عمومی مردم و متولیان شهری در امکان استفاده ار پدیده های طبیعی و بویژه بارندگی که موضوع این تحقیق میباشد

6.     فراهم سازی امکان نقد طرحهای توسعه و عمران اجرایی قبل از تصویب و اجرا

7.    بهره گیری از تجربه سایر شهرهای جهان

8.     راه اندازی جریان تفکر سبک اندیشی در این زمینه

میتوانند مورد توجه باشند.

 

منابع:

 

1.    بهزادفر, مصطفي و سينا رزاقي اصل, (1388) خيابان اصلي: الزامات و توقعات طراحي شهري. فصلنامه شهرسازي و معماري آبادي.

2.    بهزادفر, مصطفي و مهشيد قربانيان, (1387) طراحي خيابان بر پايه منغيرهاي كيفيت محيطي. نشريه آرمانشهر.

3.    پورمحمدي, محمد رضا. (1388) برنامه ريزي كاربري اراضي شهري. سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها.

4.    تمدن, محمد. (1350) اوضاع ايران در جنگ اول يا تاريخ رضائيه. موسسه مطبوعاتي تمدن.

5.    شيعه, اسماعيل , (1370) مقدمه اي بر برنامه ريزي شهري. دانشگاه علم و صنعت ايران.

6.    زبردست, اسفنديار. (1388) روشهاي ارزيابي در شهرسازي. دانشگاه تهران.

7.    كاويان پور, احمد. (1344) تاريخ رضائيه. موسسه انتشارات آسيا.

  1. مشهديزاده دهاقاني, ناصر. (1373) تحليلي از ويژگيهاي برنامه ريزي شهري در ايران. دانشگاه علم و صنعت ايران
  2. طرح جامع مصوب شهر ارومیه، مهندسین مشاور عرصه، 1373.
  3. طرح تفصیلی مصوب شهر ارومیه، مهندسین مشاور عرصه، 1373.
  4. طرح جامع شهر ارومیه (تجدید نظر)، مهندسین مشاور طرح و آمایش، 1389.
  5. عکسهای تهیه شده از سوی نگارنده.
  6. GOOGLE MAP.

 


برچسب‌ها: بارش, طرح تفصیلی شهر, شهر اروميه
نوشته شده توسط رضا پورمجیدی در 91/06/31 |

 

کلانشهرها(ی ایران)

(حال و آینده)

 مقدمه

اخیرا باستناد مصوبه شورایعالی شهرسازی و معماری ایران در خصوص تعریف مجموعه های شهری و تعیین شاخصها، مورخ 31/1/88 ، تعداد 13 شهر کشور با جمعیت بالای 500000 نفر (باستثناء شهر همدان با جمعیت کمتر) تحت عنوان "کلانشهر" معرفی شده اند و افزایش این تعداد کلانشهر نیاز به بازنگری در کارکردهای شهری و تعاملات داخل در آن میباشد. با افزایش این تعداد کلانشهر و به تبع آن تغییر وضعیت شهر های بزرگ مربوطه، برای برخی دست اندرکاران امور شهری سئوالاتی مطرح گردید که مضمون آنها مرتبط با عدم وجود اطلاعات لازم و کافی در خصوص کلانشهرهاست. دراین مقاله سعی شده است باستناد اسناد، مدارک و منابع موجود نگارنده، اطلاعاتی در حد قابل قبول ارائه شود. امید است با وسع نظر، خطا و کاستیها مورد عفو و پذیرش قرار گرفته و خواننده محترم از نقطه نظرات خود نویسنده را بی بهره نگذارند. با تشکر پیشاپیش.

Http://rpm-ur.blogfa.com

Email:rpmurmia@gmail.com

طرح موضوع و بررسی

         در کتاب مقدس و وزین عالم اسلام «قرآن کریم» آمده است:

"الذی جعل لکم الارض فرشا والسماء بناء و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم فلا تجعلوا لله اندادا و انتم تعلمون".

"او (خداوند) کسی است که زمین را بعنوان بستر (محل آرامش) برایتان قرار داد و آسمانها را برافراشت و از آن آب فرو بارید و بسبب آن میو ه هایی بعنوان روزی شما بوجود آورد پس کسی را مثل و مانند او قرار ندهید در صورتیکه میدانید خدا ذات بی مثل و بی مانند است". «آیه 22، سوره بقره» 

            زمین بعنوان بستر و مامن انسانها طی ادوار تاریخی دستخوش تغییرات و تحولات عظیم و گوناگونی گشته است. پس از پیدایش انسان، سیر تدریجی تکامل و در نهایت تشکیل جوامع یکجانشین، اندک اندک تغییرات اساسی آغاز میگردد. "درحدود نه تا ده هزار سال قبل، تعدادی از جوامع انسانی که در مناطق مختلف خاورمیانه امروز به سر میبردند، راه و روشهای کشت گیاهان و اهلی کردن حیوانات را فرا گرفتند و بدین طریق تغییرات اساسی آغاز شد. اندازه جمعیتها و همچنین تراکم آنها افزایش یافت. دوره های استقرار و سکونت درهر محل طولانیتر و اغلب دائمی شد، کالاهای مادی فراوانتر گردید و ساختارهای اجتماعی پیچیدگی بیشتری یافت. نخستین جامعه های شهری در همین دوران پدید آمد و با آنکه نسبت به معیارهای امروزی ابعاد کوچکی داشتند (جمعیت بزرگترین آنها از چند هزار نفر تجاوز نمیکرد) نسبت به معیارهای زمان خود بسیار عظیم بودند. یکی از خصیصه های بیسابقه جوامع شهری نوظهور دراین بود که تمام ساکنان آنها در تولید مواد غذایی مورد نیاز خود شرکت نداشتند ولی برای نخستین بار در تاریخ بشری به فعالیتهای گوناگون در زمینه های مختلف دست زده بودند و مبادلاتی پایاپای با کشاورزان حومه ها انجام میدادند."[1]

          البته شهر در کتابهای مختلف و از نظر دانشمندان علوم مرتبطه با تعاریف مختلفی ارائه شده است که امکان ارائه همه تعاریف در این مختصر نمی گنجد اما نکات حائز اهمیت در این مقاله از دید نگارنده، گذشته ازمسائل جغرافیایی و کالبدی آن، مفاهیم اقتصادی و اجتماعی آن نیز است. "اگر شهر از نظر اقتصادی تعریف شود، همانا زیستگاه ساکنانی است که در درجه اول از راه بازرگانی و نه کشاورزی زندگی می کنند. اما با این همه بطور کلی درست نیست که تمام مکانهایی را که بازرگانی و تجارت بر آن غالب است، شهر بنامیم."[2] و "لذا شهر منطقه ای است که نسبت تولید و سایر عوامل تولید به زمین در آن بیشتر از نواحی همجوار است."[3] لوییز مامفورد نیز مفهوم اجتماعی شهر را اینگونه معرفی مینماید:"شهر مجموعه به هم پیوسته ای از گروههای اولیه و انجمنهای هدفمند است: گروههای اولیه خانواده و واحد همسایگی از وجوه مشترک تمامی جوامع به شمار می آیند، حال آنکه انجمنها، خاص حیات شهری هستند. این گروههای متنوع که از طریق سازمانهای اقتصادی پشتیبانی می شوند، دارای ویژگی کم و بیش جمعی توده ای و یا حداقل تحت کنترل عمومی قرار دارند که همه آنها در ساختمانهایی نسبتا محدود مستقر میشوند. تاسیسات اصلی فیزیکی شهر، موقعیتی ثابت، پناهگاه دائمی تسهیلات پایدار برای تجمع، تعامل و ذخیره سازی است؛ ابزار اساسی اجتماعی حیات شهر، تقسیم کار اجتماعی است که نه تنها به زندگی اقتصادی بلکه به فرآیندهای فرهنگی خدمت میکند."[4]

 تجزیه و تحلیل

          با افزایش جمعیت و مساحت شهر، سرانه خدمات شهری نیز کاهش یافته و نیاز به زیرساختهای اصلی شهر از شبکه آب، گاز، برق و... گرفته تا سرانه کاربریهای شهری همانند آموزشی، ورزشی و... بیش از پیش نمود خواهد یافت. با این وجود افزایش هر دو مقوله تعداد جمعیت و مساحت شهر موضوعی نیست که بتوان براحتی کنترل نمود. "تمامی تلاشهایی که در این راستا انجام گرفته اند، اکثرا در ارتباط با مسائل و مشکلات افزایش جمعیت و تبعات ناشی از نحوه ارائه خدمات شهری بوده است."[5]

          پس یکی از موضوعات اصلی در همینجا پررنگتر میشود: "افزایش جمعیت و مساحت شهری و به تبع آنها دخالت طراحان و برنامه ریزان شهری!" کوین لینچ در کتاب مشهور خود، سیمای شهری، موضوع نحوه دخالت در ساخت را بدینگونه بیان مینماید که "شهر برای یک نفر ساخته نمیشود بلکه برای شمار زیادی از مردم که خلق و خوی متفاوت، شغلهای گوناگون و زمینه های فکری مختلف دارند و متعلق به طبقات متفاوت هستند [ساخته میشود]." و در ادامه می افزاید: "طراح شهر باید شهر را به قسمی طرح کند که در آن «راه»ها، «لبه»ها، «نشانه»ها، «گره»ها و «محله»ها به انواع و اقسام مختلف موجود باشد."[6] حال با افزایش جمعیت همان جوامع انسانی نه تا ده هزار سال قبل که تدریجا و نوعا تشکیل شهرهایی با مقیاسهای بزرگ را داده اند، چگونه میبایست برخورد نمود؟ آیا رشد ارگانیک و تبعیت صرف از روند مرسوم گذشته کافی است؟ فرآیندهای سیستماتیک برنامه ریزی با چه شکلی مقبول هستند؟ تفسیر واژه های عدم تمرکز در مقابل تمرکز و یا تزریق نمودن ایده هایی همانند عدالت و مساوات چگونه خواهد بود؟ ایجاد چه فلسفه هایی در مقاطع زمانی مختلف متناسب خواهند بود؟ و... اینگونه مباحث همواره سئوالاتی بوده و خواهند بود که چارچوب ذهنی طراحان، برنامه ریزان و شهرسازان را تشکیل خواهند داد.

          بعنوان تنها یک نمونه، شهر ارومیه طی چهار سرشماری از افزایش جمعیت شهری حدود 5/3 برابر جمعیت برخوردار بوده است.[7]

1385

1375

1365

1355

سال

 

577307

435200

300746

164419

جمعیت (نفر)

           بدون تردید افزایش این میزان جمعیت در یک دوره چهل ساله موید افزایش بسیار بسیار سریع جمعیت و به تبع آن نیاز به سرویسهای زیربنایی و روبنایی خدمات شهری است.[8] حال در مقطع زمانی که در آن قرار داریم، آیا میبایست با توجه به افزایش جمعیت شهری حداکثر توان خود را صرفا به امکان تامین سرانه خدمات و کاربریهای عمومی شهری معطوف داشت؟

          موضوع مقطع زمانی از آنجایی ناشی میشود که در کنار 12 شهر دیگر کشور، شهر ارومیه نیز (بعنوان نمونه موردی) جزو شهرهای کلان محسوب گردیده و از نظر تعبیر فلسفه ای، واژه "کلانشهر" بار کارکردی مضاعفی به شهر ارومیه وارد شده است. بدون توجه به تعدد تعابیر و تعاریف مختلف در حد و اندازه کلانشهرها، اسماعیل شیعه اصطلاح مگالوپلیس[9] را برای کلانشهر برگزیده است و اضافه نموده: "اصطلاح مگالوپلیس (کلانشهر) شامل یک ناحیه شهری است که از چند متروپل تشکیل گردیده است" ایشان در ادامه متذکر شده اند: "بین شهرهای مگالوپلیس ارتباطات هوائی، زمینی و تلفنی، بیش از هرگروه شهری دیگر دایر است. مراکز متروپلیتن به شکل زنجیری بوسیله اتومبیلها و سایر وسائل نقلیه بهم متصل شده است. این منطقه های شهری بهم بافته و گره خورده بزرگ، چنانکه گفتیم به مگالو پلیس شهرت دارد. مگالوپلیس بطور مداوم و مرتب در مسیر شاهراهها، جاده های روستایی و زمینهای بین شهرها پیش میرود و هر روز که میگذرد زمینها و فضاهای جدیدی را اشغال میکند."[10] کوین لینچ نیز در همان کتاب سیمای شهری خود مینویسد: "افزایش وسعت «گران شهران» امروز و افزایش عبور و مرور، مسائلی تازه در مشاهده مظاهر بصری «گران شهران» بوجود میآورد. واحد محیط جوامع شهری امروز، ناحیه ای است که واجد «گران شهری» باشد. در این واحد، روابط و اعمال بسیار که برای ادامه حیات «گران شهران» لازم است، صورت میپذیرد و لازم است که در ذهن ساکنین خود سیما و بافتی مشخص داشته باشد."[11]

          محمد حسین شهریار در منظومه جاودانه خود، "حیدربابا" را که نام کوهی در زادگاه شاعر است مورد خطاب قرار داده و با تصویر منظوم بسیار زیبا از فرهنگ منطقه آذربایجان، آلام و آرزوهای خود را در آن جستجو میکند. اما نکته جالب توجه آن است که وی در مقدمه منظومه خود مینویسد: "از وقتی که مرحوم مادرم به تهران آمد به تاثیر نفوذ سحر آمیز مادر و بازگوئیهای گذشته و قصه های دلکش دوران کودکی، کم کم مردگان ذهنی من جان گرفته و تابلوهای گذشته ها دوباره رنگ آمیزی و نمایان شدند."[12]

"حیدربابا قره کولون دره سی

خشگنابین یولی، بندی، بره سی

اوردا دوشر چیل کهلیگون فره سی

اوردان گئچر یوردوموزون اؤزونه

بیزده گئچک یوردوموزون سؤزونه"[13]

         شاید منظور کوین لینچ بطور غیر مستقیم آن چیزی باشد که در منظومه فوق گذسته است. بعبارتی واضحتر اگر روستاها را بعنوان نمونه- های بسیار کوچک و ساده از خواستگاه جوامع و معبر تشکیل دهنده جوامع و محیط فیزیکی شهرها بدانیم، شهریار-ی که در تهران زندگی میکرده است روابط و فرهنگ و سیمای زادگاه خود را اصلا فراموش نکرده و براحتی توانایی تصویر حتی نکات ریز را داشته است. البته این بدان خاطر که "زادگاه" اوست نخواهد بود. چرا وی در دورانی که در تهران بوده است شعری نه همانند بلکه دست کم مشابه در وصف تهران نسرایده است. از بحثی که پیش برده میشود، هدف تمجید یا انتقاد از اشعار شاعر نامی نیست بلکه منظور ارتباط مضمون ابیات با امور فرهنگی، محیط و سیمای بصری است. بندرت میتوان شعرهایی پیدا نمود که در وصف شهرهای کلان سروده شده باشد اگر هم موجود باشند عمدتا ابیاتی چند، در مقیاس کل شهر و برای استفاده در ترانه ها و آهنگها بوده است.

         دلیل امر چیست و چرا؟ "مسائل از اموری ناشی میشود که محیط فرد و زمینه محدود زندگی او را تحت تاثیر دارند و بطور کلی به ساخت بسیاری از این محیطها در درون نهادهای جامعه مربوط میشود. به این ترتیب که مثلا وقتی همسایگان مختلف گرد هم آیند، ساختهای وسیعتر نواحی مادر شهری را تشکیل میدهند. مشکل عمومیت دارد: ارزشهای عمومی موردتهدید قرار گرفته اند."[14]

         حال چاره کار رفع مشکلات اجتماعی کلانشهرها چیست؟ آیا تفکر آرمانی نیز مقبول است؟! آنانی نیز که به جامعه ای آرمانی فکر میکنند در بیان ویژگیهای آرمانشهر، تاثیرپذیری انسان را از اوضاع و احوال اجتماعی بیان داشته و اضافه مینمایند: "طراح آرمانشهر میخواهد تصویر جامعه ای کامل را عرضه کند که در آن سعادت انسان تامین میشود. اما او انسان اجتماعی است و از تاثیر اجتماع و معیارها و هنجارهای رایج در آن برکنار نیست."[15]

 استنتاج

         پس باعنایت به آنچه که گفته شد نمیتوان انسانی مجزا و منفک با محیط اطراف، نه از نظر اجتماعی و نه از نظر ارتباط فیزیکی تعریف نمود. این موضوعی است که در تعابیر و تعاریف دانشمندان بزرگ، فلاسفه و کتابهای مقدس آسمانی بصورت مشخص بیان شده است. انسانی که دارای عقل و شعور و حواس پنجگانه منحصر به فرد بوده و تحرک و تلاش جزو خمیر مایه اوست، امکان ایستایی ندارد. از نظر برنامه ریزان شهری چه خوب انگاشته شود و چه بد، بالاخره انسان باعث ایجاد زیستگاههای بزرگ خواهد بود. هم اکنون کلانشهرها (نه صرفا بلحاظ واژه لغوی) ایجاد گشته و لزوم تدبیر و اندیشه هدایت منطقی تر کارکردهای فیزیکی (از نظر ساخت و سازها و کاربریهای منعکس در طرحهای توسعه و عمران شهری) و غیر فیزیکی (از نظر روابط فردی، اجتماعی و موضوعات اقتصادی، فلسفی، مذهبی و فرهنگی) را نسبت به قبل از کلانشهر شدن طلب مینمایند. وظیفه ای که برنامه ریزان، طراحان، مدیران و بطور کلی دست اندر کاران امور شهری (چه مستقیم و چه غیر مستقیم) در رابطه با شهر دارند عبارت از «پا پیش گذاردن قدم برای تفکر در تحرک، حتی قبل از رسوخ تفکر ایجاد جرقه های تحرک، در شهروندان» میباشد. اقدامی که نیازمند انتخاب واختیار روشهای مناسب پس از هرگونه خطا و آزمون(های مرسوم آکادمیک) دارد.

پیشنهاد و ارائه راه حل

         برآیند تمامی آنچه که گفته شد بدینگونه خواهد بود که انسان در یک مکان فیزیکی و در ارتباط با عوامل غیر فیزیکی تحرکات انسانساخت را حتی بدون توجه به حدود و مرزها و با ایده های منطقی و شاید تصادفی خود ایجاد خواهد نمود. اگر بتوان اقدامات وی را کنترل و هدایت نمود، در اقدامات توسعه، مشارکتی عظیم بوجود خواهد آمد. اقدامات نیز زمانی کنترل و هدایت شده خواهند بود که اهدافی جهان شمول مترتب باشند. "شاید ناکامی عمده رویکردهای توسعه گرا گرایش به کانون توجه قراردادن شهرهای جهان سومی یا سامانه های شهری ملی به منزله سامانه ای نسبتا بسته بود که با پذیرش این تفکر، منکر روابط وابستگی این جوامع با سامانه بین المللی میگشت. اما، در عمل، فکر اهمیت اثر اقتصاد جهانی بر شهرنشینی و نقشهای شهرها در بطن سامانه بین المللی تازه نیست."[16] بعبارتی واضحتر میبایست شهر را نه در یک منطقه و یک کشور بلکه در مقیاس جهان دید. شهر، کارکردها و نقش آن را باجهان ارتباط داد. البته چه بخواهیم و چه نخواهیم هم، این ارتباط بوجود آمده است. وقتی محصول فرهنگی در شهری از یک کشور تولید میشود، حتی شاید در نقطه مقابل مختصات جغرافیایی همان شهر در آن طرف کره خاکی، محصول فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. آمد و شدهای فرهنگی، دعوت از هنرمندان، ورزشکاران، برپایی مسابقات علمی، توریسم، ارسال اطلاعات و دریافت از طریق ایجاد شبکه های اینترنتی و شاهراههای بزرگ اطلاعاتی، روزنامه ها، برپایی دوره های آموزشی، آمد و شدهای مرتبط با درمان و... همگی نمونه هایی از عوامل تکوین تفکر "جهانی نگر" شهرها میباشند. شهرهای واقع در حدود مرز سیاسی کشورها خواهند توانست در صورت امکان ایجاد بسترهای لازم و انگاشت وقوع محل جغرافیایی بعنوان یک فرصت و نه صرفا تقویت تفکر استراتژیکی و نظامی بودن، از این موضوع به نحو مقتضی، نهایت بهره برداری را بنمایند؛ بویژه زمانی که کلانشهر نیز بوده باشند. جهانی شدن دارای مزایا و معایب بیشماری است اما نمیتوان صرفا با یک عینک بدبینی و یا خوشبینی به تمام امور نگریست و همواره میبایست در مسائل شهری به دنبال شناخت و ایجاد فرصتها و کسب و بهره برداری از امکانات بود.

         مخلص کلام اینکه، میبایست هرچه سریعتر طرحهای توسعه شهرهای بویژه تازه کلانشهر شده با مقیاس بزرگتر و تفکر پیش کفته بازنگری گردند که این امر جز با بازبینی شرح خدمات طرحهای توسعه و عمران میسر نخواهد بود. اگر قرار است نقشی برای شهر تعریف شود، نمیتوان و نمیبایست یک نقش کارکردی صرف و خاص به شهر اعطا نمود بلکه با توجه به انواع کاربریهای شهری نقش های ویژه ای تعریف نمود. در صورت مشخص نمودن نقش های فوق، برنامه ها و استراتژیهای لازمه طراحی گشته و با بهره گیری از اهداف و برنامه های سازمانی نهادهای دخیل در امر شهری، سناریوهای لازم طراحی خواهند شد. با این وصف و ارائه دورنمای تقریبا واضح از آینده شهر امکان مشارکت جمعی و نه بخشی به آن مفهومی که دستگاهها، سازمانها و نهادهای شهری هر کدام بطور مجزا و بدون توجه به طرحهای توسعه شهری و سناریوهای مربوطه اقدامات خود را انجام دهند، بوجود خواهد آمد. موضوع آن نیست که خود را درگیر عناوینی چون طرحهای توسعه و عمران، جامع، تفصیلی، ساختاری-راهبردی و غیره نماییم. موضوع آن است که با ایجاد محملهای قانونی و لزوم همفکری و نهایتا همگرایی منطقی و علمی به نتیجه رسیده باشیم.[17]

         بدون تردید تغییر در فرم و شکل خیابانها، تراکمهای ساختمانی، نیاز به مراکز اقتصادی و تجاری، افزایش نیاز به زیرساختهای خدماتی، توجه به مبانی ایدئولوژیکی افراد، لزوم توجه به روابط اجتماعی، تغییر در شکل هنجارها و حتی ناهنجاریهای عمومی و... همه و همه در آینده کلانشهرها به نوعی دگر و خاص خود (نه به مفهوم فراموشی گذشته) دیده خواهند شد. تا یکصد سال بعد همه ما که هم اکنون در قید حیات هستیم خواهیم مرد و فرزندان ما سکان کشتی زندگی را در دست خواهند داشت. اگر اکنون ما در خود بپیچیم با تربیت سئوال داری، آینده زندگی آنان را دستخوش گردآب و گردبادهای سخت زندگی اجتماعی کرده ایم.

                                                                                        رضا پورمجیدی

                                                                    مهندس شهرساز و کارشناس امور شهری

                                                                                             پاییز ۸۸


پی نوشتها:

[1] گرهارد لنسکی/جین لنسکی. سیرجوامع بشری. مترجم: دکتر ناصر موفقیان. چاپ اول، 1369. ناشر: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی. فصل سوم. ص 93 و 94.

[2] ماکس وبر. شهر درگذر زمان. مترجم: شیوا (منصوره) کاویانی. چاپ دوم، 1373. ناشر: شرکت سهامی انتشار. فصل اول. ص 64.

[3] سعید عابدین درکوش. درآمدی به اقتصاد شهری. چاپ دوم، 1372. ناشر: انتشارات مرکز نشر دانشگاهی، تهران. بخش یک. ص 8.

[4] لوییز مامفورد. فرهنگ شهرها. مترجم: عارف اقوامی مقدم. چاپ اول، زمستان 1385. ناشر: مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری وزارت مسکن و شهرسازی. فصل هفتم. بخش 14. ص 621.           

[5] Rüşen Keleş. Kentleșme Politikası. 3.baskı, Nisan 1995. İmage Kitabevi. Brinci bölüm. IX. En uygun (optimal) Kent büyülüğü. Sayfa 36.

[6] کوین لینچ. سیمای شهر. مترجم: دکتر مهندس منوچهر مزینی. چاپ فروردین ماه 1372. ناشر: انتشارات دانشگاه تهران. بخش چهارم. ص 201 و 202.

[7] سالنامه های آماری 1381و 1386 سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان آذربایجانغربی و معاونت برنامه ریزی استانداری آذربایجانغربی.

[8] قبلا در این خصوص مقاله ای تحت عنوان «توسعه شهری با نگرشی به شهر ارومیه» از سوی نگارنده تهیه و در فصلنامه شماره 9 و 10 بهار و تابستان 84 سازمان نظام مهندسی استان آذربایجان غربی درج و انتشار داده شده است.                  

[9] Megalopolis. در لغت نامه Oxford Advanced Learner's Dictionary of current English، واژه مگا برابر یک میلیون آورده شده است. ضمنا کلمه "پلیس" در کتاب تاریخ شهر تا انقلاب صنعتی بدینگونه آمده است: "پلیس لغت یونانی است که ما آنرا دولت شهر ترجمه میکنیم. این واژه ترجمه بدی است زیرا «پلیس» شبیه یک شهر نبوده و بیشتر به مثابه یک دولت میباشد." جیمز موریس. تاریخ شکل شهر تا انقلاب صنعتی. مترجم: راضیه رضازاده. ناشر: انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه علم و صنعت ایران. چاپ اول، 1368. بخش 2. دولت شهرهای یونانی. ص 33.                                            

[10] مهندس اسماعیل شیعه. مقدمه ای بر مبانی برنامه ریزی شهری. ناشر: دانشگاه علم و صنعت ایران. چاپ دوم، اسفند ماه 1370. بخش دوم. ص 28.                                           

[11] کوین لینچ. سیمای شهری. ص 204.

[12] استاد محمد حسین شهریار. حیدر بابایه سلام. ناشر: انتشارات پیوند تبریز. چاپ سوم، بهار 1371. ص3.                                   

[13] از همان منظومه. حیدر بابایه سلام(1). بیت 52. ص32.

[14] دکتر حسین ادیب. مقدمه ای بر جامعه شناسی شهری. ناشر: انتشارات شبگیر. تهران. چاپ اول، 1335. فصل هفتم. کلانشهر. ص 206.                              

[15] حجت الله اصیل. آرمانشهر در اندیشه ایرانی. ناشر: نشر نی. چاپ اول، 1371. بخش یک. ص  23.

[16] دیوید آ. اسمیت. شهرهای جهان سومی در چشم انداز جهانی (اقتصاد سیاسی شهرنشینی ناموزون). مترجم: محمد علی موسوی فریدنی. اصفهان: نقش مانا: مهندسان مشاور شهر و خانه، 1384. فصل 8. ص 210.

[17] موضوع فوق با عنایت به قوانین و مقررات شهرداری و شوراهای اسلامی، شهرسازی و مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و شرح خدمات طرحهای توسعه و عمران میباشد.


 توضیح:

مقاله فوق در شماره های ذیل "هفته نامه کوشا"، در ارومیه به چاپ رسیده است:

*       - سال دهم، شماره 352- استثنائا دوشنبه 16 آذر ماه 1388. صفحه 6.

*       - سال دهم، شماره 353- یکشنبه 22 آذر ماه 1388. صفحه 6.

*       - سال دهم، شماره 354- یکشنبه 29 آذر ماه 1388. صفحه 6.

 


برچسب‌ها: کلانشهرها, اروميه
نوشته شده توسط رضا پورمجیدی در 88/10/13 |

ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد معلول جسمی و حرکتی با دیدی به اصول و معیارهای سازماندهی فضاهای شهری

 (نمونه بررسی ادامه خیابان عطایی، حد فاصل خیابانهای مدنی و حافظ ارومیه)

 

به استناد بند 2 ماده 4 قانون تاسیس شورایعالی شهرسازی و معماری ایران (مصوب 1351 با اصلاحات بعدی) تهیه معیارها و ضوابط و آئین نامه های شهرسازی بر عهده وزارت مسکن و شهرسازی است که ضوابط یادشده پس از تصویب از سوی شورایعالی مذکور بعنوان ضوابط و معیارهای مورد عمل ملاک خواهد بود و براین اساس معیارهای تهیه شده چارچوب عملی درتهیه طرحهای با مقیاسهای متنوع شهری، با مضمونهای موضوعی یا موضعی و دوره های زمانی مختلف را برای طراحان شهری ارائه می نماید.

یکی از ضوابط و مقرراتی که دراثر توجه به بخش مهم و شاید ناملموس ازنظر تعداد، برای جمعیتی از شهر تهیه گردیده است عبارت از ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد معلول جسمی– حــرکتـی می باشد. ضوابط یادشده طی مصوبه 8/3/68 تحت عنوان "ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای عبور ومرور معلولین" مصوب و طی مصوبه 22/9/78 با بازنگری مصوبه اخیرالــذکر (8/3/68) بــعنوان مصوبــه فوق الاشاره (ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد معلول جسمی-حرکتی) تغییرنام یافته است.

عنوان مصوبه فوق الاشاره هرچه که باشد همانگونه که از مفاد عناوین آن برمی آید توجه به رفع مشکل افراد یاد شده است و هرچند دور از ذهن نمی باشد بدلیل تاریخ اولین مصوبه احتمالاً از دلایل مهم تصویب مصوبه یادشده توجه به پیامدها و آثار ناشی از هشت سال جنگ تحمیلی بوده است و بهتر می بود اولین مصوبه درسالهای نخست آغازین جنگ مورد تصویب قرار می گرفت ولی در هر صورت وجود آن نافی فعالیتهای مثبت شورایعالی شهرسازی و معماری ایران درتوجه به نه تنها جانبازان و معلولان محترم جنگ تحمیلی می باشد بلکه اثرمثبت مصوبه یاد شده می تواند برای سایر معلولان جسمی و حرکتی متاثر از تصادفات رانندگی وسائط نقلیه مختلف، کارگران ساختمانی و کارخانجات، افراد دارای مشکلات جسمی و حرکتی مادرزادی، معلولان بوجود آمده از عملیاتهای جراحی اجباری و خیل بیشمار دیگر مورد لحاظ واقع گردد.

طی مفاد مصوبه یادشده و بویژه بندهای 1 و 2 رعایت ضوابط درزمینه تهیه و تجدیدنظر مربوط به تهیه طرحهای شهرسازی، شهرکسازی و مجتمع های مسکونی و ساختمانی سراسر کشور اعم از اینکه توسط دستگاههای دولتی و وابسته به دولت و شهرداریها و بخش خصوصی الزامی بوده و حتی درخصوص میزان تطبیق این ضوابط و زمان لازم برای اعمال آن کمیسیونی مرکب از نمایندگان سازمان بهزیستی، بنیاد جانبازان، وزارت مسکن و شهرسازی، وزارت کشور، سازمان برنامه و بودجه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عهده دار این وظیفه  بوده و وزارت مسکن و شهرسازی موظف است تضمین قانونی اعمال ضوابط فوق را از مراجع ذیربط کسب نماید.(الف و ب)

نکته مهمی که در این میان حائز اهمیت است نحوه بکارگیری و برگردان عملی، منطقی و درهم آمیختن اصول و معیارهای طراحی شهری، نظام برنامه ریزی و دیدی به فرهنگ، تاریخ و معیارهای معماری منطقه و اصول پدافند غیرعامل(پ) میباشد. برای طراحان شهری تهیه و اجرای هر نوع طرحی صرفاً پس از طی فرآیند مطالعاتی حاوی نظام برنامه ریزی کاری است مشکل و بقول برخی کاری صرفاً سلیقه ای و شاید باری به هر جهت خواهد بود و طی این فرآیند توجه به فرآیند گذشته، بررسی وضع موجود، تجزیه و تحلیل و ارائه راهکار ملاک عمل می باشد.

در کتاب اصول و روشهای طراحی شهری  و فضاهای مسکونی در ایران منتشره از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران (ت) مسئله طراحی در شهرهای ایران را در چهار قسمت به سه بخش درونی، میانی، بیرونی و النهایت طراحی گسترش پیشنهادی را عنوان نموده و در ادامه اصول سازمان دادن فضاهای شهری را در هشت بخش درج نموده است که این اصول میبایست در فضاهای شهری ایران بکار برده شوند و در کتاب فضاهای شهری در بافتهای تاریخی ایران به تالیف حسین سلطانزاده(ث) در آمده است، تلاش گردیده فضاهای شهری ایران بصورت مفصل شناسانده شوند، کاری که خود از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد.

اما امتزاج توجه به این مباحث با بهره گیری از ضوابط و مقررات شهرسازی برای معلولان جسمی و حرکتی چه خواهد بود. این همان نکته ای است که همواره در پروژه های شهری عمدتاً در هاله ای از ابهام فرو رفته است. پس از تهیه طرحهای تفصیلی می بایست طرحهای اجرایی نیز تهیه گردیده و سپس جهت آماده سازی و تجهیز کارگاه اجرای پروژه همت گمارده شود. بعنوان نمونه در خیلی از طرحهای اجرای بازسازی معابر و دسترسیها دیده می شود که صرفاً خط پروژه طرح تفصیلی مصوب برای خیابان یا دسترسی اجرا می گردد و با یک نگاه شهرسازانه دسترسی ایجادی براساس اصول شهرسازی دیده نمی شود. در این پروژه ها خبری از اصول هم پیوندی عناصر و فضاهای شهری، مقیاس، تناسب، متباین، ترکیب، زیبایی شناختی، تعادل، درک بصری از فضا، المانهای خوب طراحی شده، پیاده روهای مناسب با جنس و رنگ متفاوت، ابعاد، اندازه های مناسب برای حتی شهروندان نه معلول بلکه سالم دیده نمی شود. مصداق این مقوله طرح بازگشایی ادامه خیابان عطایی ارومیه حدواسط خیابانهای مدنی و حافظ می باشد که تنها به عنوان نمونه ای از خیل بیشمار اینگونه دسترسیها در کشورمان می باشد.

حال آیا در این خیابان ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد معلول جسمی و حرکتی با دیدی به اصول سازمان دادن به فضاهای شهری، لحاظ گردیده است.

 

طرح بازگشایی ادامه خیابان عطایی، حد واسط خیابانهای مدنی  و حافظ ارومیه

خیابان یاد شده در شیت E-7  طرح تفصیلی بطول 350 و عرض 32 متر خط پروژه پیشنهادی طرح تفصیلی مصوب شهر ارومیه می باشد(ج). این خیابان در قسمت چسبیده به محدوده مرکزی شهر ارومیه قرار داشته و بازگشایی مسیر آن در سال 1387 به اتمام رسیده است. خیابان مذکور با ادامه بازگشایی خود خواهد توانست ترافیک عبوری را از قسمت مرکزی بوسیله خیابانهای امام(ره) و عطایی به قسمت میانی(خیابان حافظ) و خارج از آن بطرف میدان کسری و میدان شهدا انتقال دهد.

در نقشه و عکسهای پیوستی، تصاویر خیابان مذکور قبل و بعد از بازگشایی و وضعیت موجود طراحی خیابان به همراه المانهای موجود پس از بازگشایی نمایش داده شده اند.

با توجه به عکسهای مذکور(پیوستی)، تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده و عنایت به ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد معلول جسمی–حرکتی، استنتاج آن خواهد بود که متاسفانه پیرو مباحث پیش گفته و در تائید آنها اجرای خیابان بیانگر عدم توجه به ضوابط فوق الاشاره بوده و حتی همین خیابان تازه اجرا شده نیز نیازمند بازنگری براساس ضوابط مذکور می باشد.

حال با این اوصاف آیا می توان ابراز داشت که طرحهای شهری اینچنین ما از جامع نگری برخوردارند. آیا میتوان گفت که خیابانهای ما دارای مقیاس انسانی(Human scale) هستند. آیا با این روند وضعیت طرحهای شهری آتی چگونه خواهند بود و...

 امیدوار است دستگاههای متولی طرحهای شهری و مجری پروژه های مربوطه برای همه طرحها حقوق شهروندی افراد و جمعیت معلول جسمی و حرکتی را بیش از پیش مد نظر قراردهند. نبایست این احتمال را دور از ذهن داشته باشیم که هر شخصی همانند خود ما بعنوان افراد با جسم و تن سالم در حال حاضر، شاید در آینده یکی از آن افراد معلول جسمی و حرکتی بوده باشیم.

                                                                                                 رضا پورمجیدی

                                                                                            کار شناس امور شهری

                                                                                                 فروردین 1388

 

 


پی نوشتها:

الف)مقررات شهرسازی ومعماری و طرحهای توسعه و عمران مصوب شورایعالی شهرسازی و معماری ایران ( از تاریخ تاسیس تاپایان 85 ) – ویرایش دوم ، چاپ  دوم ، ناشر : نشر توسعه ایران ، تاریخ چاپ 1387 – صفحه 51.

ب) ضوابط مربوطه طی پیوستهای کتاب اشاره شده در پارقی ( بند 1 ) آورده نشده ولذا از پیوست مجلد مقررات شهرسازی و معماری و طرحهای جامع مصوب شورایعالی شهرسازی و معماری ایران از آغاز 13/3/70 ، تهیه و تنظیم از سوی خانم مهندس شهلا مالک ، چاپ دوم : پائیز 1373 مورد استفاده قرار گرفته است.

پ) برگرفته از کتاب : اصول و مبانی پدافند غیرعامل، تدوین : جعفر موحدی نیا ، مجری : پژوهشکده مهندسی پدافند  غیرعامل – مدیریت آموزش و پژوهش ، انتشارات : دانشگاه صنعتی مالک اشتر ، نوبت چاپ : اول ، زمستان 86 ، صفحات 26 و 27 ( حوزه های علمی دفاع غیر عامل).

ت ) اصول و روشهای طراحی شهری و فضاهای مسکونی در ایران ، جلد اول، تالیف مهندس محمود توسلی، چاپ سوم1371.

ث ) فضاهای شهری در بافتهای تاریخی ایران ، مولف: حسین سلطانزاده ، ناشر : دفتر پژوهشهای فرهنگی با همکاری شهرداری تهران ، چاپ دوم : 1372

ج)  مطالعات طرح تفصیلی شهر ارومیه – مصوب سال  1373


نقشه ها عکسهای پیوستی

۱- نقشه موقعیت محل خیابان قبل از بازگشایی. مرجع سایت Google map.

 

۲- نقشه طرح تفصیلی مصوب شهر ارومیه.

 

۳- عکسهای موردی تهیه شده از سوی نگارنده و تجزیه و تحلیل انجام یافته بر روی آنها.

 

 

و...


برچسب‌ها: ضوابط و مقررات شهرسازی, افراد معلول جسمی و حرکتی
نوشته شده توسط رضا پورمجیدی در 88/02/18 |

بنام خدا

                            فنآوري نانو و كاربردهاي شهري آن                              

     آلوين تافلر در كتاب "موج سوم" خود و در جاي جاي مباحث و سنتزهاي مكتوب تلاش نموده است كه تفاوتهاي اساسي ميان آنچه كه خود تحت عنوان سه موج از تمدن بيان داشته است را بيان نمايد. بر پايه تجزيه و تحليلهاي وي " موج سوم" كه در واقع استنتاجي از آناليزهاي وي از حال حاضر و آينده نگري اوست با "خروش موج سوم در برابر ديدگان ما دو چيز راه خود را باز مي كند: اول، حركت در جهت انتقال جامعه به سطح عاليتري از تنوع: يعني انبوه زدايي جامعه انبوه. ديگري، شتاب: يعني تحول تاريخي [كه] با سرعتي بيشتر تحقق مي يابد. اين دو با هم فشارهاي عظيمي بر افراد و نهادها وارد مي آورند، و درگيري و منازعه بزرگ را دامن مي زنند و آن را تشديد مي كنند".[1][1] به عبارتي ديگر جهان آينده از منظر آلوين تافلر، جهاني خواهد بود كه شاخصه هاي قبل خود را در قالب متد نويني تعريف كرده و تمامي تغييرات و دگرديسيها با سرعتي بسيار بيشتر و سريعتر صورت خواهد گرفت. كتاب وي در سال 1980 ميلادي (سال 1358)[2][2]  به چاپ رسيده و تاكنون حدود 28 سال از آن زمان سپري شده است. كامپيوتر، الكترونيك، وسائل ارتباط جمعي به ويژه خطوط و وسائل ارتباطي بيشتر از پيش گسترش يافته و حقيقتاً تحقيقات و پژوهشهايي كه طي ادوار تاريخي گذشته حتي بعضاً قرنها و يا سالهاي متمادي طول مي كشيد، اكنون به دقايق رسيده و هر لحظه نتايج پژوهشي نويني از نقاط مختلف دنيا مخابره مي گردد. اين همان موجي است كه تائيدي برافكار و نظرات نويسنده كتاب "موج سوم" بوده و موكداً موجي است كه بياني از وقوع ما انسانها در آن و درك واقع گرايانه آن دارد. پذيرش اين امر شايد بواسطه وجود علائق شخصي و عرفي افراد و نهادها به روندهاي جاري گذشته از سوي تعداد كثيري مشكل باشد اما به هر حال بنابر نظريات خيلي از جامعه شناسان و  انديشمندان بزرگ، جامعه مي تواند عاملي بازدارنده در برابر خيلي از تغييرات باشد ولي هيچكس نمي تواند نافي وجود آينده اي متغير بوده و خود را از آينده بريده باشد. نبايست فراموش نمود كه انسان حاضر در مسير آينده است.

درك اين واقعيتها برنامه ريزان را وا ميدارد تا باستناد نتايج حاصله از پژوهشهاي نو، ايده ها، پروژه ها و سناريورهاي جديدي را ارائه نمايند. يكي از فنآوريهاي نويني كه در مسير فرايند موج سوم خود را نمايان ساخته است فنآوري نانو است كه در كنار ساير فنآوريها و تكنولوژيهاي نو بوجود آمده، بسيار پر مدعا بوده و حتي ادعاي بهبود كيفيت زندگي انساني را دارد. اين فن آوري تا بدآنجا پيش مي رود كه با بهره گيري از صنعت، سعي در تغيير اقتصاد داشته و اگر تفكر سيستمي مقبول باشد، مي تواند ساير علوم را تحت تاثير قرار دهد .

"اما فنآوري نانو چيست؟ فنآوري نانو هنر و علم دستكاري و بازچيني اتمها براي ساخت مواد، ابزارها و سيستمهاي مفيد در مقياس يك ميليارديم متر است.

فنآوري نانو واژه اي است كلي كه به تمام فنآوري هاي پيشرفته در عرصه كار با مقياس نانو اطلاق مي شود. معمولاً منظور از مقياس نانو ابعادي در حدود nm1 تا nm100 مي باشد (1 نانومتر يك ميليارديم متر است).

اولين جرقه فنآوري نانو (البته در آن زمان هنوز به اين نام شناخته نشده بود) در سال 1959م (1337ﻫ.ﺵ) زده شد. در اين سال ريچارد فاينمن طي يك سخنراني با عنوان «فضاي زيادي در سطوح پايين وجود دارد» ايده فنآوري نانو را مطرح ساخت. وي اين نظريه را ارائه داد كه در آينده اي نزديك مي توانيم مولكولها و اتمها را بصورت مستقيم دستكاري كنيم.

واژه فنآوري نانو اولين بار توسط نوريو تانيگوچي استاد دانشگاه علوم توكيو در سال 1974م (1352ﻫ.ﺵ) بر زبانها جاري شد او اين واژه را براي توصيف ساخت مواد (وسايل) دقيقي كه تلورانس ابعادي آنها در حد نانومتر مي باشد، بكار برد در سال 1986 اين واژه توسط كي اريك دركسلر در كتابي تحت عنوان: «موتور آفرينش: آغاز دوران فنآوري نانو» بازآفريني و تعريف مجدد شد وي اين واژه را به شكل عميق تري در رساله دكتراي خود مورد بررسي قرار داده و بعدها آنرا در كتابي تحت عنوان «ناسيستها ماشين هاي مولكولي چگونگي ساخت و محاسبات آنها» توسعه داد.

تفاوت اصلي فنآوري نانو با فنآوريهاي ديگر در مقياس مواد و ساختارهايي است كه در اين فنآوري مورد استفاده قرار مي گيرند. البته تنها كوچك بودن اندازه مدنظر نيست، بلكه زماني كه اندازه مواد در اين مقياس قرار مي گيرد، خصوصيات ذاتي آنها از جمله رنگ، استحكام، مقاومت خوردگي و . . .  تغيير مي يابد. در حقيقت اگر بخواهيم تفاوت اين فنآوري را با فنآوريهاي ديگر بصورت قابل ارزيابي بيان نماييم، مي توانيم وجود عناصر پايه را بعنوان يك معيار ذكر كنيم. عناصر پايه در حقيقت همان عناصر نانو مقياسي هستند كه خواص آنها در حالت نانو مقياس با خواص شان در مقياس بزرگتر فرق مي كند .

اولين و مهمترين عنصر پايه، نانو ذره است. منظور از نانو ذره، همانگونه كه از نام آن مشخص است، ذراتي با ابعاد نانومتري در هرسه بعد مي باشد. نانو ذرات مي توانند از مواد مختلفي تشكيل شوند، مانند نانو ذرات فلزي، سراميكي و . . . 

دومين عنصر پايه، نانو كپسول است. همان طوري كه از اسم آن مشخص است، كپسولهايي هستند كه قطر نانومتري دارند و مي توان مواد موردنظر را دورن آنها قرار داد و كپسوله كرد . . . 

عنصر پايه بعدي، نانو لوله كربني است. اين عنصر پايه در سال 1991م (1359ﻫ.ﺵ) در شركت NEC كشف شدند و در حقيقت لوله هايي از گرافيت مي باشند. اگر صفحات گرافيت را پيچيده و به شكل لوله در بياوريم به نانو لوله هاي كربني مي رسيم . . ."[3][3]

برداشت واضح و بهتري كه از فرآيند كار مي توان انجام داد را مي توان با قرينه مفهوم اين شعر معروف فهميد كه :

                                   خشت  اول گر نهد معمار كج

                                                                          تا ثريا مي رود ديوار كج

با فنآوري نانو مي توان چيدمان اتمي مواد را تغيير داد و به ساختاري كه نياز است رسيد در مصداقي، اگر در يك بنا ساختار اصلي و پي آن بصورت دلخواه و مطلوب پايه ريزي شود در نهايت بناي ساختماني دلخواه و مطلوبي خواهيم داشت.

باستناد سالنامه آماده 1381 استان آذربايجانغربي[4][4] هيچگونه توليدات و يا كارگاههايي را كه مبناي تكنولوژي بكار برد شده آنها فنآوري نانو بوده باشد وجود ندارد. حتي اين موضوع و عدم معرفه بودن لازم اين فنآوري در تعداد مجوزهاي ساخت و پروانه هاي صادره از سوي كميسيونهاي مختلف و پرس و جو از دست انداركاران و مديران اجرايي دولتي و غير دولتي نيز مشخص مي باشد .

همه اين گفته ها بيانگر آنست كه فنآوري نانو هنوز جايگاهي در اين استان بخود اختصاص نداده و اطلاع عامه از آن كمتر بوده و يا اصلاً وجود ندارد. اگر بپذيريم كه شهرها به مثابه نمادي از تمدن بشريت و نمونه عيني از تفكر ات و ايده ها و افكار آنهاست، مي بايست هر آنچه كه تازگي داشته و آخرين محصول و دست ساخته انسان مي باشد براي اولين بار در شهرها بكار برده شود[5][5] اما در حال حاضر هيچيك از فرآورده هاي منتج از ناحيه فنآوري نانو در محدوده جغرافيايي نزديك خودمان ديده نمي شود و اين بعبارتي بسيار واضحتر و بهتر بيانگر آن است كه انديشه نانو و يا نانوگرايي وجود ندارد چرا كه محصولي از نانو وجود ندارد.

در"نانو شهر" ساختمانها هوشمند خواهند بود. مصالح بكار رفته در آنها طوري ساخته خواهند شد كه خود تنظيم كننده حرارت و رطوبت درون و خارج آنها خواهد بود. تمامي شيشه هاي آنها هميشه تميز بوده و احتياجي به مصرف آب و يا كارگر و يا زحمت ياد خانمهاي خانه براي تمييز كردن آنها نخواهد بود چرا كه شيشه هاي آنها خود بر طرف كننده كثيفي خواهند بود. مصالح آنها مقاومتر و با كيفيت متفاوت خواهد بود. سيمان بكار رفته در ساخت و سازها و حتي پياده روها با اشكال بسيار متنوع و منعطف تري بوده و همانند آسفالت خيابانها قابليت انتقال آب را به زير زمين با روش منحصر بفرد خود داشته و بادوام تر خواهد بود و بديهي است به احتمال بسيار زياد شهرداري از بابت تعميرات مجدد، هزينه هاي زيادي پرداخت نخواهد نمود. خط كشي خيابانها هميشه بدليل كيفيت بالاي رنگ بكار برده شده، وجود خواهد داشت. اتومبيلها داراي تكنولوژيهاي جديدي بوده، آلايندگي كمي داشته و آسمان نانو شهر از نظر زيست محيطي تمييز خواهد بود. انسانهاي نانوشهر لباسهاي فاخرتر و با كيفيت بيشتري را كه هميشه تمييز و آراسته خواهند بود، به تن خواهند نمود. صداهاي گوش خراش اتومبيل، هواپيما يا ساير محصولات توليد شده در "موج دوم نظريه آلوين تافلر" جاي خود را به آرامش خواهند داد و شايد در نهايت ديگر نگران عدم ترميم لايه ازون نباشيم.

فرض كنيد كه مثلاً در شهري مثل اروميه كه "نانو شهر اروميه" خواهد بود، زندگي مي كنيد و فرزندتان صبح از روي رختخوابي كه بر اساس فنآوري نانو توليد گرديده و در آن اتاق و خانه با فنآوري نانو ساخته شده، است بيدار شده با آب بسيار تمييز تر دست و صورت خود را شسته، لباسهاي خود را پوشيده و پس از صرف غذا سوار سرويس مدرسه كه نه صدا دارد و نه آلايندگي و بسيار مطمئن تر است سوار شده و در آن خيابانهاي با كيفيت احداث شده بطرف مدرسه رفته و در مدرسه با بكارگيري ساير تكنولوژيهاي مدرن تحصيل كرده و برخواهد گشت. لذت تصور اين انديشه چگونه است. خطوط ارتباطي، شاهراههاي اطلاعاتي، ماهواره ها و همه چيز با كيفيت تر شده و اصولاً همان شتاب اشاره شده از سوي آلوين، نمود عيني پيدا خواهد نمود. بديهي است كه هر تغييري را مي توان با دو رويه مثبت و منفي نگاه كرد ولي اگر به رويه منفي متاثر از پديدار شدن نانو نگاه نكنيم، خواهيم گفت كه نانو در خدمت كيفيت و بهبود خواهد بود.

اميد است كه ايده اي اينچنين برتر منبعث از قوانين موضوعه پيش گفته شده جايگاه خود را يافته و متوليان و مسئولان امر بويژه اولين بار مثلاً در شهرها بمثابه نمود عيني از تمدن، متقاضي فرآورده هاي تكنولوژيهاي نوين و بويژه نانو باشند.

                                                                                         رضا پورمجيدي

                                                                       مهندس شهرساز و كارشناس امور شهري

                                                                      تكنسين Kukaku Seiri  از كشور ژاپن


[1][1] صفحه 499 – فصل بيست و چهارم – كتاب موج سوم – نويسنده الوين تافلر – ترجمه شهيندخن خوارزمي 

[2][2] باستناد اطلاعات مندرج در ابتداي كتاب فوق الاشاره كه نسخه اي از آن در دست نويسنده مقاله مي باشد.

[3][3] منبع سايت: http://www.nano.ir/

[4][4] اطلاعات آماري فصل هفتم، صنعت – سالنامه آماري 1381 استان آذربايجانغربي منتشره از سوي معاونت اقتصادي و برنامه ريزي سازمان مديريت و برنامه ريزي استان آذربايجانغربي- زمستان 1382.

[5][5] اين مبحث صرفاً جنبه تمثيلي داشته و مي بايست اضافه نمود كه نانو حد و مرزي نداشته و مكان جغرافيايي خاصي را در بر نمي گيرد.


برچسب‌ها: فنآوري نانو, كاربردهاي شهري
نوشته شده توسط رضا پورمجیدی در 87/03/12 |

 

پروژه‌هاي باز انتظام زمين جهت توسعه شهري


 

(گزارش سفر به كشور ژاپن)

تهيه كننده: رضا پورمجيدي

rpmurmia@gmail.com 

مقدمه

اساسا با توجه به افزايش جمعيت يك كشور، جمعيت شهري آن نيز رشد و گسترش مي‌نمايد. در اين راستا كشورهاي متفاوت طرحها و پروژه‌هاي متعدد و متفاوتي را در دست تهيه گرفته و سعي مي‌نمايند پس از اتمام مطالعات آنها و ارائه پيشنهادات نسبت به رعايت و اجراي آنها اقدام نمايند. بديهي است با اين ديدگاه مي‌توان آينده توسعه شهر را دورنماي آتي طرحهاي فعلي دانست.

از اين منظر در تاريخچه شهرسازي جهان پروژه‌هاي متفاوتي را مي‌توان يافت كه در نوع خود توانسته‌اند راه‌گشاي حل مشكلات برخي كشورها بوده باشند. "پروژه‌هاي باز انتظام زمين جهت توسعه شهري" يا آنچه كه در زبان انگليسي Land Readjustment projects for Urban Development ناميده مي‌شوند و در زبان ژاپني به Kukaku Seiri معروف مي‌باشند، از جمله پروژه‌هايي هستند كه اجراي آنها توانايي توسعه مجدد را به ارمغان آورده‌اند.

 

پروژه‌هاي باز انتظام زمين در كشورها

بعنوان مثال تنها در شهر ناگوياي كشور ژاپن كه حدود 300 هكتار از اراضي آن در جريان جنگ دوم جهاني ويران شده بودند، پس از جنگ عمدتاً از طريق اين پروژه‌ها توسعه مجدد يافتند. بخش ميناتوميراي يوكوهاما، بخشهايي از كوبه (بويژه پس از زمين لرزه سهمناك آن)، هيروشيما، كيوتو از جمله مناطق ديگري هستند كه از اين پروژه‌ها بهره‌مند گشته‌اند. در ژاپن تا قبل از سال 1919 (1298ﻫ‌-ﺵ)اكثر پروژه‌هاي باز انتظام زمين در مناطق كشاورزي به اجرا در مي‌آمدند. اما پس از آنكه در سال 1923 (1302ﻫ‌-ﺵ) زمين‌لرزه بزرگ كانتو(Kanto) منطقه توكيو(يوكوهاما) را به كلي ويران نمود، اين طرحها در مقياس بزرگ و براي اولين بار به مورد اجرا گذارده شدند. از زمان پس از جنگ دوم جهاني كه خيلي از شهرهاي اين كشور ويران شدند، در حدود بيش از 100 شهر از شهرهاي ژاپن در مناطقي كه داراي اين پروژه‌ها بودند، ايجاد گرديدند.

 تجربه پروژه‌هاي انتظام مجدد زمين در كشورهاي مختلف داراي شكل و قالبهاي متفاوت مي‌باشد كه بعنوان نمونه كشورهاي آلمان، كره، تايوان، هندوستان و استراليا را مي‌توان نام برد.

كشور آلمان نيز از نظر طرحهاي باز انتظام زمين مشهور مي‌باشد. بطور كلي در اين كشور طرحهاي يادشده از شهر زوريخ (Zurich) تا پروشيا (Prussia) و در قرن نوزدهم آغاز گرديدند. اين مناطق عمدتاً كشاورزي بودند. گفتني است با توجه به شرايط اين كشور مفهوم پروژه‌هاي باز انتظام زمين از توسعه به توسعه مجدد تغيير نمودند.

پروژه‌هاي باز انتظام كره اولين بار در شهر سئول (Seoul) و در سال 1936 (1315ﻫ‌-ﺵ) به اجرا گذارده شدند. 4 پروژه كه مساحت 1023 هكتار از اراضي را تحت پوشش قرار مي‌دادند، قبل از 1945 (جنگ دوم جهاني، 1324ﻫ‌-ﺵ) تكميل شدند. كره جنوبي پروژه‌هاي باز انتظام را در سال 1960 (1339ﻫ‌-ﺵ) و بمنظور بازسازي شهرهاي ويران‌شده طي جنگ داخلي كره آغاز نمود.

در تايوان اين پروژه‌ها تاثيرپذير از پروژه‌هاي كشور ژاپن بودند. مشخص نمي‌باشد كه آيا در اين كشور پروژه‌هاي يادشده قبل يا بعد از جنگ جهاني دوم به اجرا درآمده‌اند اما آنچه كه بديهي است اينكه اجراي آنها بر اساس سيستم قانوني(حقوقي) ژاپني بودند. اين پروژه‌ها در تايوان عمدتاً از سوي دولتهاي محلي به اجرا در آمدند. بين سالهاي 1958 تا 1993 (1337-1372 ﻫ‌-ﺵ) به مقدار مساحت 10718 هكتار از اراضي اين كشور داراي پروژه‌هاي مورد بحث بوده و به اجرا درآمدند. قابل ذكر است اولين سمينار بين‌المللي باز انتظام زمين (Land Readjustment) در كشور تايوان بر گذار گرديده و در بعد بين‌المللي نقش مهمي را براي اين پروژه‌ها ايفا نمود.

هندوستان تجربه پروژه‌هاي باز انتظام زمين را در دو ايالت داشته است. ايالت ماهاراشوترا (Maharashutra)، ايالت گجرات (Gujarat)، و شهرهاي بزرگ آنها مومباي (Mumbai; Bombay)، در ماهاشوترا و آمدآباد (Amedabad) در گجرات. در اين ميان بويژه آمدآباد داراي پروژه‌هاي باز انتظام زياد بوده و در حال حاضر نيز در حال اجرا و تكميل مي‌باشند. اخيراً بانك جهاني دوباره به پروژه‌هاي مورد بحث اين كشور علاقمند گشته و در چناي (Chennai; Madras)، مطالعاتي را آغاز نموده‌ است كه البته بر اساس سيستم ژاپني مي‌باشند.

در مورد پروژه‌هاي باز انتظام زمين استراليا نيز گفتني است كه اين پروژه‌ها با عنوان Land pooling معروف بوده و تنها در ايالت استرالياي غربي به اجرا در آمدند.

اضافه مي‌نمايد تعداد ديگري از كشورهاي اروپايي نظير فرانسه، هلند، نروژ داراي پروژه‌هاي باز انتظام زمين مي‌باشند.

 

مفهوم باز انتظام زمين و ايده اساس اين پروژه‌ها

مفهوم باز انتظام زمين يا همان كه در زبان انگليسي به عنوان Land Readjustment، خوانده مي‌شود، "عبارت از نظم بخشي مجدد به زمين" است. به عبارتي ديگر جهت توسعه شهري، بخشي از محدوده داخل شهر معين شده و بر روي آن پروژه توسعه تهيه ميگردد. بديهي است هر پروژه‌اي كه براي شهر تهيه شود منفك از ساير طرحها و پروژه‌ها نبوده لذا تمامي طرحهاي بالادست و يا موضوعي مرتبط با اين پروژه‌ها مدنظر قرار مي‌گيرند. با اين مفهوم شكل زمين و مالكيت در نقشه‌ها و اسناد مالكيت ثبتي بصورت جديد تعريف شده و معمولاً زمينها به نسبت مالكيت كوچكتر خواهد شد. اصول اساسي شيوه‌هاي بكار برده شده در اين پروژه‌ها عبارتند از:

1.    ارائه نقشه و پلات مجدد و شركت سهمي در پروژه بصورت زمين

2.    توجه به منافع پروژه و هزينه‌هاي آن

3.    خدمات‌دهي به زمينهاي پروژه

4.    مراحل و روشهاي مناسب

5.    شركت مالكين زمينها در روند پروژه

 

در نقشه‌هاي پيشنهادي كه در اين پروژه‌ها تهيه مي‌شود، توجه به دسترسيهاي راحت و سهل‌الورود و عمدتاً شطرنجي (دسترسيهاي با شكل +) و البته با توجه به ساير طرحهاي بالادست، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

 

امور مالي پروژه‌هاي باز انتظام زمين

اين پروژه‌ها از نقطه نظر تامين هزينه‌هاي مالي نيز حائز اهميت هستند. به تعبيري ديگر مي‌توان گفت كه هزينه‌هاي اين پروژه‌ها تنها از يك منبع تامين نشده و از كمكهاي مالي ملي گرفته تا استاني، شهرداريها، مديريتهاي متفاوت ارائه دهنده خدمات (از نظر خدمات شهري يا راه و راه‌آهن)، وام بانكي و هر منبع مالي ديگري امكان تهيه وجود دارد. اما آنچه كه از همه مهمتر بوده و حائز اهميت نيز است، عبارت از تشريك مساعي مالي مردم بصورت ارائه زمين بوده كه در نقشه‌هاي پيشنهادي انعكاس يافته و چون زمينهاي مالكين در كل نسبت به قبل كاهش مي‌يابد، بطور غير مستقيم جهت اجراي خيابانها مورد استفاده قرار گرفته و در طراحي نيز از كل زمينها بخشهايي بصورت زمينهاي نه اضافي بلكه حفاظتي جهت فروش آتي و تامين هزينه‌هاي پروژه‌ در نظر گرفته مي‌شوند. اين زمينها سهم بسيار بالايي در تامين هزينه‌ها بر عهده دارند. از آنجائيكه‌‌ پروژه‌ها دوره‌هاي بلندمدتي چون 10 سال به بالا دارند، لذا طي اين دوره شاخصهاي تورمي، هزينه‌هاي جاري شركتهاي مجري، هزينه‌هاي جابجايي ساختمانها و هرگونه مخارج ديگر بصورت ريز محاسبه مي‌شوند. تمامي اين فعل و انفعالات قبل از اجراي پروژه‌ها صورت گرفته و پس از كسب مجوزهاي قانوني به همراه اخذ موافقت عامه مالكين در موعد مقرر اقدام به افتتاح اجراي عمليات پروژه مي‌نمايند.

در اين پروژه‌ها نه تنها مالكين بطور غير مستقيم (و بعضاً بطور مستقيم، اگر وضع اقتصادي بهتر نباشد و يا پيش‌بيني‌ها بر اساس برنامه‌ها به پيش نروند) در امور مالي پروژه‌ها شركت مي‌نمايند و هزينه‌هاي آنچناني را متحمل نمي‌شوند بلكه حتي منتفع نيز ميشوند. بدين‌ صورت كه اگر وضع اقتصادي كشور بهتر بوده باشد بلحاظ ارائه طرحي نو و بهتر از قبل تمامي زمينهاي محدوده پروژه مشمول ارزش افزوده شده و حتي در محدوده پلاكها جهت جبران خسارت احتمالي مالكين تراكم ساختماني افزايش و با فروش يا اجاره‌دهي طبقه افزوده شده در آتيه و توسط مالكين، جبران زيانها خواهد شد.

بديهي است تمامي عمليات محاسباتي كه انجام مي‌گيرند در قالب يك سري عمليات رياضي كاربردي و با پيش‌زمينه واقعي نه تئوري محض مي‌باشند. شكل عمل در مورد تعيين ارزيابي ارزش خيابان و ارزش زمين قابل توجه است:

·        ارزش خيابان:

1.       ارزش خيابان عبارت از ارزش كاربري زمين به شكل استانداردي است كه در ارتباط مستقيم با خيابان باشد.

 2 .  تركيب ارزش خياباني : شامل سه عامل مي‌باشد:

q       (A)- ضريب خياباني: ارزش كاربري با توجه به زميني كه ارتباط با خيابان دارد.

q       (B)- ضريب دسترسي: ارزش كاربردي مرتبط با مسافت بين زمين و خدمات و تسهيلات ترافيكي و عمومي.

q       (C)- ضريب زميني: ارزش زمين با توجه به نحوه استفاده فرهنگي و امنيتي (ايمني).

A+B+C= ارزش خيابان 

·      ارزيابي ارزش زمين:

1.       شكل عمل:

نرخ تغيير با توجه به شكل زمين * شاخص ارزش خياباني = شاخص قيمت هر واحد زمين    

  

 مساحت كل زمين * شاخص قيمت هر واحد زمين = مجموع ارزيابي محدوده زمين مورد نظر

 

2.   نحوه تغيير در ارزيابي:            

q       موقعيت قرارگيري زمين در ارتباط با خيابان

q       شكل سايت

q       وضعيت كاربري سايت (كه ارزيابي قيمت مي‌شود.)

 

دست‌اندر‌كاران اجراي پروژه‌هاي باز انتظام زمين

طبق دسته‌بندي كه در سيستم ژاپني صورت مي‌گيرد، دست‌اندركاران يا هيات‌هاي اجرايي اين پروژه‌ها عمدتاً به 5 بخش تقسيم مي‌گردند كه عبارتند از: 

1.      افراد (بعنوان متقاضي شخصي)

2.      اتحاديه‌هاي باز انتظام زمين

3.      دولت محلي

4.      وزير احداث ابنيه (ساختمان) ژاپن كه عمدتاً اختيارات خود را به استانداران، فرمانداران و شهرداران تفويض مي‌كند.

 

از اين ميان اجراي پروژه‌ها توسط اتحاديه‌ها داراي مزايي است كه قابل توجه مي‌باشند. اين مزايا را مي‌توان بصورت زير عنوان كرد:

1.    توسعه مجدد و اجتماعي همراه با دخالت مستقيم ساكنين

2.    معرفي، بيان و توصيف اقدامات اوليه‌ مالي

3.    كاهش هزينه‌هاي دولت.

 

اشكال باز انتظام زمين

همانگونه كه پيشتر نيز عنوان گرديده است، در كشورهاي متعدد باز انتظام زمين اشكال متفاوتي داشته است. چارچوب و قالب تمامي اين پروژه‌ها يكسان و بر پايه اصول علمي از جمع‌آوري اطلاعات تا ارائه نقشه پيشنهادي مي‌باشد با اين تفاوت كه عمليات بررسيها و جلب نظر موافق ساكنين از اهميت بيشتري برخوردار بوده و بعضاً مدت زمان مديدي را به خود اختصاص ميدهند. در اين ميان باز انتظام براي مناطق كشاورزي، باز انتظام زمين با ديدگاه ارائه خدمات زيربنايي، باز انتظام براي توسعه (در قالب اين پروژه و با شيوه‌ها و متدهاي آنها) و هدايت بخشي از شهر در حواشي و حتي بازسازي مناطق مانند آنچه كه در شهر كوبه يا يوكوهاما و پس از زمين‌لرزه ديده مي‌شود را مي‌توان از انواع اين پروژه‌ها نام برد.

پس از اجراي اين پروژه‌ها، از آنجايي كه اصول علمي بكار برده شده، زمين جديد مالكين در نزديكترين محل زمين قبلي خود طراحي شده، قطعات بصورت مناسب تفكيك گرديده، خدمات در حد معقول و متناسب پيش‌بيني شده و... درصد مقبوليت پروژه‌ها در حد بسيار بالايي بوده و از موفقيت چشمگيري برخوردار خواهند گرديد.

ذكر اين نكته ضروري است كه اجراي پروژه‌ها بويژه در شهرهاي بزرگتر پيشنهاد شده و اجراي آنها به هنگام وجود وضعيت و دور نماي خوب اقتصادي در يك كشور جذابيت بيشتري را براي مالكين و ساكنين در بر خواهد داشت.

 

پروژه‌هاي باز انتظام در ايران

اين پروژه‌ها در ايران ناشناخته بوده و جايگاه قانوني ندارند از اين نظر پروژه‌اي كه با اين عنوان در كشور به اجرا درآمده و موجود باشد، وجود ندارد. بديهي است جهت برخوردار از هر گونه پروژه‌اي، مي‌بايست بستر‌هاي قانوني لازم فراهم بوده و اگر موضوع وجود پروژه‌اي جديد و نوع ايده در ميان باشد، سعي در شناخت آن نمود.

از طرفي ديگر از آنجايي كه قالب اين پروژه‌ها مردمي بوده (صرفاً "براي مردم" بودن نمي‌باشند- به عنوان تجربه‌اي كاملاً جديد در كشور)، دولت توانايي مالي كافي جهت اجراي بعد سوم كاربري‌هاي غير مسكوني را دارا نبوده، مديريت شهري كاملاً شناخته نشده و دستگاهها و سازمانها بعضاً به موازات همديگر و بدون توجه به وظايف يكديگر حركت نموده، برخي قوانين متعدد و بعضاً متناقض وجود دارند، اعتقاد به طرحهاي علمي شهرسازي ضعيفتر گشته، كارشناسان، عامه مردم و مسئولين بدليل عدم آشنايي كافي با پروژه‌هاي مورد بحث هرگونه اقدامي در اين زمينه را از ابتدا ناممكن بدانند، تفكر نفي تجربيات جهاني با عنوان نمودن "صرفاً طرحهاي بيگانه‌اي نه خودي" (بدون توجه به الگو برداري نه كپي برداري) و... در حال حاضر وجود و اجراي اينگونه پروژه‌ها داراي ابهام بوده ولي به صراحت مي‌توان گفت كه هر كاري عملي است اگر تفكري مبني بر تعقل در تجربيات ديگران موجود باشد.

اين طرحها در خيلي از كشورها موفق بوده‌اند. هم‌ اكنون كشور تايلند با همكاري كشور ژاپن در حال اجراي برخي از اين پروژه‌ها است كه جهت بهبود كيفيت اجراي آنها حتي كارشناسان مربوطه نيز تربيت مي‌شوند (نه تنها در تايلند كه حتي در ژاپن). در اين راستا اگر مبنا بر داشتن پروژه‌هايي اين چنين باشد تا به عنوان يكي از مهمترين شقهاي توسعه فيزيكي كشور عمل نمايند (كه پيشنهاد نيز مي‌شوند)، بهتر است با تفكري ايده‌ و تجربه‌پذير بر روي راهكارهاي حل توسعه شهري (و حتي فراتر از آن) پس از بررسي‌هاي جامع و ارزيابي پروژه‌هاي متعدد، بر روي اينگونه پروژه‌ها (باز انتظام) كه حتي كشورهايي را از نظر فيزيكي متحول ساخته‌اند، توجه نموده سپس با فراهم نمودن همه بسترهاي فرهنگي، اجتماعي و... نسبت به اجراي موفقيت‌آميز آنها اقدام شود.  


برچسب‌ها: باز انتظام زمين
نوشته شده توسط رضا پورمجیدی در 86/05/13 |

توسعه شهري

 

 

(با نگرشي به شهر اروميه)

 

 

 

مقدمه

            اطلاعيه پشت اطلاعيه، "شهروندان محترم شهر ...، بر اساس قانون منع فروش و واگذاري اراضي فاقد كاربري مسكوني براي امر مسكن به شركتهاي تعاوني مسكن و ساير اشخاص حقيقي و حقوقي ... هرگونه نقل و انتقال اراضي خارج از محدوده (قانوني) شهرها اعم از داخل و يا خارج از حريم شهرها بجز در محدوده مصوب شهرهاي جديدي و شهركهايي كه طبق مقررات و بر اساس طرحهاي مصوب احداث شده و يا ميشوند ممنوع ميباشد ... . چرا ميبايست اطلاعيه هاي يادشده به كرات صادر گردند؟ از نكته نظر اخلاقي تكرار اطلاعيه ها و تذكرات مكرر مفاد آنها حامل چه پيامي بوده و چه تبعاتي را در پي خواهد داشت؟ نفس صدور اطلاعيه ها ناشي از چه عواملي است؟ و در نهايت اينكه چگونه ميتوان از صدور اطلاعيه هاي مشابه بي نياز گرديد؟

 

بررسي

            بر اساس بررسي آمار و اطلاعات جمعيتي سازمان برنامه و بودجه سابق و مديريت و برنامه ريزي حاضر كه مستقيما در طرحها و برنامه ها دخالت داده شده و مورد استناد واقع ميگردند، بطور كلي جمعيت شهرهاي كشور اكثرا از يك افزايش بي رويه تبعيت مي نمايند. بعنوان مثال شهر اروميه١ و در سال 1355 داراي جمعيتي برابر 164419 نفر بوده است كه در سال 1365 جمعيت يادشده به 300746 نفر و در سال 1375 به 435200 نفر بالغ گرديده است٢.

 

جمعيت اروميه طي سالهاي آماري

رديف

سال 1355

سال 1365

سال 1375

جمعيت

164419

300746

435200

 

 

            برمبناي مطالعات طرح (توسعه و عمران) جامع شهر اروميه و طرح مكانيابي ساختمانهاي مسكوني چهار طبقه و بيشتر در شهر اروميه ميتوان گفت كه گسترش شهر تا سال 1344 حول هسته مركزي و در پيوند بلافصل با آن بوده است. از اواسط دهه 40 نشانه هاي ضعيف و محدودي از توسعه هاي منفصل و جهشي به چشم ميخورند و توسعه هاي شمال شهر را بايد نطفه هاي اوليه حاشيه نشيني در شهر اروميه بحساب آورد كه نتيجه اصلاحات ارضي در نيمه اول دهه 40 ميباشد.

            در سالهاي دهه 50 مهمترين ويژگي توسعه كالبدي شهر متوقف شدن الگوي توسعه مركزي و تبديل توسعه هاي منفصل و جهشي از حالت استثنا به يك قاعده عمومي است. شالوده اصلي الگوي توسعه پراكنده، سطحي و متخلخل شهر اروميه در دهه 50 پايه ريزي شد و تحولات كالبدي دهه 60 يا تبعيت از نشانه هاي كالبدي دهه 50 شهر را از مدار توسعه منسجم، پيوسته خارج نمودند. از اواخر دهه 50 و مخصوصا بعد از وقوع انقلاب اسلامي شهر اروميه با بزرگترين شوك جمعيتي-كالبدي در تاريخ خود مواجه شد.

            طبق طرح جامع اروميه مساحت قسمت پيوسته شهر 4913 هكتار در نظر گرفته شده بود و در همان روز اول تصويب موضوع شهرك ايثار با 318 هكتار مساحت و شهرك فرهنگيان با 150 هكتار مساحت و ساير تعاونيهايي كه از شهرداري و استانداري مجوز اخذ نموده بودند مشكل ساز گرديده و لذا در تهيه طرح تفصيلي مساحت شهر به 5939 هكتار رسيد. در سال 1375 مصوبه تحت عنوان 1200 هكتار شركتهاي تعاوني مسكن اتفاق افتاد و مساحت شهر به 7136 هكتار رسيد.

            برمبناي محاسبات مهندسين مشاور شارمند مساحت شهر اروميه در فاصله پانزده سال (80-1365) از 3665 هكتار به 7136 هكتار بالغ شده است. به بيان ديگر طي اين مدت حدود 95% به مساحت اوليه شهر افزوده شده است. مقايسه اين افزايش با تغييرات ناشي از تعداد واحدهاي مسكوني معمولي، جمعيت و تعداد خانوار همخواني ندارد و به عبارت ديگر در فاصله پانزده ساله فوق الذكر برمبناي اطلاعات پروانه هاي ساختماني، حدودا 81% به تعداد واحدهاي مسكوني اضافه شده است و طي اين مدت نيز جمعيت شهر حدود 70% افزايش داشته است. تعداد خانوارهاي ساكن در شهر نيز از رشدي حدود 87% برخوردار بوده و تراكم ناخالص 82 نفر در سال 1365 به 71 نفر درسال 1380 رسيده است. بر اساس بررسيهاي مشاور حدود 240 هكتار از باغات داخل محدوده قانوني از زمان تصويب طرح تا سال 1381 به مسكوني و قريب 274 هكتار از خدمات پيش بيني شده طرح تفصيلي به كاربري مسكوني تغيير يافته اند١.

              

تحليل پروسه

اين آمار بيانگر آنند كه توسعه شهر اروميه تابعي از متغيرهاي معمول و مستقل نبوده و روند پرشي يا جهشي آن را با فرمولهاي موجود نمي توان ارزيابي و محاسبه نمود. با بازبيني روند فوق به عمده عواملي مي توان اشاره نمود كه در علم شهرسازي نيز ريشه هاي موجوديت آنها در ديگر شهرهاي جهان قابل شناسايي و دريافت ميباشند. از جمله اين عوامل عبارتند از:

1. بورس بازي: اين موضوع عمدتا رابطه اي معكوس مابين امكان ايجاد تمكن مالي و رعايت ضوابط و مقررات توسعه را در بردارد بويژه آنكه در رابطه با زمين و املاك نيز باشد. عوامل پس زمينه اين جريان سياه مالي عمدتا دلالان و سودجوياني ميباشند كه نه تنها خود را رو در روي فتح قله هاي مالي در مي يابند بلكه با شيوه هاي متعدد و جذاب براي اقشار كم درآمد و بعضا متوسط مسير جريان مالي را به زيان آنان ميكنند. در تجربه اي كه در شهر اروميه مشاهده گرديد برخي از دلالان با همدستي همديگر باعث افزايش موقتي قيمت زمين در بخشي از توسعه منفصل شهر گرديده و پس از جلب نظر افراد كم در آمد و جذب مالي آنها به يكباره با به كنار كشيدن خود از جريان آن باعث افت قيمت زمين در منطقه گرديده و در نهايت جز آناني كه اغفال گرديده و تنها با آرزوي كسب درآمد آمده بودند و حتي بعضا جزو اقشار كم درآمد نيز بحساب مي آمدند، كسي متضرر نگرديد.

لازم به ذكر است شايد ماهيت دلال با آنچه كه در واقعيت ديده ميشود تا حدودي متغير بوده و به اشكال صوري و غيرقانوني و ذكر عناوين تعاوني، موسسه، هيئت امنا و ... و ادعاي برخوردار بودن از ابزار اعمال سياسي،مالي و ... را با خود به يدك بكشند اما به هر حال با توضيح فوق و در صورت تطابقت با روش سودجويانه يادشده، غيرواقع و غيرقانوني و اضمحلال كنندگان پروسه آرام شهري و شهرنشيني ميباشند. بي شك چون مجريان دولتي نيز هدف توسعه شهري را داشته و خواهند داشت، اين سودجويان باب طبع آنان نبوده و از آنان بصورت خاطيان از قانون ياد خواهند نمود.

2.  جابجايي شهري: اين موضوع در بحث جامعه شناسي داراي جايگاه ويژه اي است. آنانيكه از ماواي بهتري برخوردار نبوده و در پي به واقعيت پيوستن آرزوي خود در داشتن مسكني مناسب ميباشند، افراديكه يكجانشيني را از عادات خود نمي دانند، ساكنيني كه مسكن را با ديد سودآوري نظاره مينمايند، خويشاوندي و هم فكر و هم مسلك نشيني را در سوق به محلي مناسب در نظر دارند، خدمات شهري را در محل اقامت خود ناكافي ميدانند و ... همگي جزو ايندسته ميباشند كه اگر نقطه شروع اين جابجايي با حاشيه نشيني شهري آغاز و به آن منتهي شده و تن پوش غيرقانوني بودن را اختيار نمايد، نتيجه از بين رفتن ساختار شهري خواهد بود.

3. عدم اعمال جدي ضوابط و مقررات: ضوابط و مقررات با اين ديد تهيه ميشوند تا اعمال آنها روشي مشخص را در هدايت مسير تعيين نمايند. بعبارت ديگر پس از آنكه طرحهاي توسعه تهيه گرديدند، ضوابط و مقررات يادشده به جريان مربوطه مسير يادشده را مي نمايانند. بديهي است اگر اين ضوابط و مقررات اعمال نگردند و يا مورد فراموشي و كج دهني قرارگيرند جز اين گفته يكي از مسئولين نخواهد بود كه: "متاسفانه بعضا برخي از پليسهاي ساختمان كه خود خاطي قانونند و ما در پي شناسايي و معرفي ايشان به مراجع قضايي هستيم، درآمدي بيش از دستگاه متولي يعني شهرداري دارند و باعث از بين بردن وجهه قانوني ضوابط و مقررات و خود دستگاه شهردئاري ميشوند".

البته بديهي است كه نمي توان تنها با ديد فوق به موضوع نگريست. شايد كه باشند افرادي نيز كه از ضوابط و مقررات اطلاع كافي ندارند ولي در هر صورت عدم اطلاع از قانون دليلي بر اقدام غيرقانوني نميباشد و اين امر نه تنها بر مجريان كه بر مردم كه همگي تابع قانون ميبايست باشند، مي شود.

4. عدم اعتقاد به طرحهاي توسعه تهيه شده بويژه جامع و تفصيلي شهري: موضوع بسيار مهمي كه پس از تهيه و تصويب طرحهاي توسعه مطرح ميباشند اجراي آن طرحها طي برنامه اولويت بندي شده يا سناريويي است كه از طريق مهندسين مشاور يا مجريان مربوطه ارائه ميشود. اما نكته ظريفي در اين مقوله نهفته است كه ميتوان گفت شالوده اجرايي آنها را تحت الشعاع خود دارد و آن اعتقاد به آن طرحهاست. اين بدان مفهوم است كه مجريان مربوطه كه در واقع خود، به نوعي  ناظران و دست اندركاران تهيه آن طرحها بودند، ميبايست نسبت به آينده پروژه يادشده خوش بين بوده و معتقد باشند. بديهي است اگر عدم اعتقادي وجود داشته باشد، بطور قطع، به اشكال مستقيم و يا غيرمسقيم به افرادي كه مشمول طرح ميشوند منتقل و در طولاني مدت همين موضوع باعث عدم اجراي آن طرح شده و بي نظمي در قالب نظم رخ خواهد داد كه انگ ناكارآمد بودن طرحهاي توسعه را بر پيشاني آنها حك خواهد نمود! ظاهرا اين موضوع در كشورهايي همچون كشور ما كه مشاركت مردم در تهيه طرحها تقريبا صفر ميباشد نيز بسيار پررنگ خواهد بود. در تجربه اي كه نگارنده در اين خصوص داشته است، قابل توجه ميباشد. طي گروهي كه جهت بازديد از پروژه هاي در دست تهيه به يكي از شركتهاي دست اندركار ژاپني در كشور ژاپن رفته بوديم به عمد (از ديدگاه فني با هدف اخذ دلايلي براي اين مبحث) با پر رنگ كردن اشكالات فني موجود در يكي از طرحهاي توسعه شهري شهر ناگويا كه مصوب نيز شده بود و مجريان نيز حضور داشتند، سئوالات بيشماري از سوي نگارنده پرسيده ميشد كه در اين خصوص اكثر كارشناسان شركت مربوطه جهت ارائه توضيح آمدند ولي چون اصرار و فني بودن سئوالات اينجانب را مشاهده مي نمودند (به استناد اظهار نظر ايشان) در نهايت به اين پاسخ اكتفا نمودند كه گرچه حتي ما نيز اشكالاتي داشته باشيم ولي به هر حال پروژه ميبايست به اجرا در بيايد. بديهي است در آتيه علوم و فنون پيشرفت نموده و اين طرحها باز پيشرفته تر خواهند شد. ما منتظر آينده نخواهيم بود بلكه آينده را مي سازيم...

5.  افزايش رو به تزايد جمعيت شهري: اين مبحث جزو اساسي ترين بخشهاي طرحهاي توسعه بويژه جامع شهري است. همانگونه كه واضح و آشكار است نفس وجودي طرحهاي توسعه از براي مردم است. در محاسبات اوليه نحوه ارائه خدمات، كاربريهاي مربوطه و... عدم توجه به تعداد جمعيت اصلا امكان ندارد. تعريف جمعيت موجود نيز مشخص است؛ تعدادافراد ساكن كه در افق طرح فاكتورهاي مهاجرين، متولدين، متوفيان و... در محاسبات نقش مهمي را ايفا خواهند نمود. افزايش رو به تزايد و بيش از اندازه جمعيت در محاسبات معمول مهندسان مشاور (چه از نظر متولدين و يا مهاجرين) ساختار شهري را بر هم خواهد زد. مهندسين مشاور تهيه كننده طرح و دست اندر كاران مربوطه هرگونه احتمالات را در حد معمول در نظر خواهند داشت ولي اگر افزايش جمعيت (حتي كاهش آن در حد غير معمول كه در كشور ما از اهميت كمتري برخوردار است) حدود تخمينهاي معمول را بر هم بزنند موضوع بعنوان يك بيماري حاد در سيستم شهري مطرح خواهد شد. اين موضوع در اروميه نيز (با توجه به آمار جمعيتي ارائه شده) مصداق داشته و تابعي از جريان رشد جمعيتي كشور ميباشد كه از سال 1355 به يكباره به وضعيت موجود رسيده است. حال با يك ديد كلي و تنها بعنوان يك مثال پرسشي؛ آيا امكانات مالي، خدماتي و... موجود كفاف جمعيت ساكن را با طرحهاي توسعه تهيه شده كه در ضمن خود محاسباتي با فرمولهاي معمول و معروف را دارند، خواهند داد؟!

۶. تغيير در سياستهاي كلان شهرسازي و مسكن: اگر طرحهاي تهيه شده قبل و بعد از انقلاب و حتي دوره هاي متفاوت بعد از نقلاب مورد بازبيني قرار گيرند، ميتوان بوضوح مشاهده نمود كه ساختار سيستمي طرحهاي توسعه از نظر تهيه متفاوت بوده و يا بعبارتي تجربيات متفاوتي در بطن آنها رعايت ميشود. در محفلي كه با دوستان كارشناس داشتيم يكي از ايشان موضوع الگوي توسعه شهرها را بدينگونه ارزيابي نمود: "به نظر اينجانب قبل از نقلاب طرحهاي توسعه شهري برونگرا و بعد از انقلاب درونگرا ميباشند. يعني اينكه بنده كلمه برونگرا را در مقابل درونگرا استفاده مينمايم. قبل از انقلاب جهت توسعه و بهسازي مناطق بافت قديم، همانند ساير قسمتهاي نوساز، خيابانهايي با ابعاد جديد داده شده و طبيعتا ساختار بافت قديم به هم ريخته مي شد ولي بعد از انقلاب توجه به بافت قديم با ديد ديگري كه نه بافت فرسوده كه جزو هويت شهري ميباشند، نگاه مي شوند." اين گفته ها را ميتوان به اينگونه نيز تعبير كرد كه بعد از انقلاب پروسه اعمال كاركرد به بافت قديم از اهميت ويژه اي برخوردار شده است كه اين نيز درست است. مدرسه معماري شهر يزد هم اكنون در داخل اين بافت قرار دارد كه مصداق مطلب است. بعد از انقلاب شايد به ضرورت زماني الگوي سياستهاي تمركزگرايي جاي خود را به عدم تمركز داده و پخشايش عادلانه خدمات كه يكي از فاكتورهاي مهم طرحهاي توسعه شهري ميباشند، در بخشهاي متفاوت شهري بصورت مستقل اعمال ميشوند. البته اين بعنوان نفي نفس تهيه طرحهاي شهري در الگو و ساختار كاملا متفاوت (طي سنوات تهيه طرحهاي شهري در ايران) نمي باشد بلكه اشاره مطلب به تغيير روشها دارند هر چند كه به دلايل متفاوت از جمله عدم آشنايي مجريان طرحهاي توسعه و آشنايي مردم با الگوهاي جديد نمود عيني و ظاهري كاملا مشخصي را مشاهده ننمائيم. همين موضوع كه بعضا باعث سردرگمي مهندسين مشاور، مجريان و شهروندان خواهد بود موضوع نحوه تهيه و اجراي طرحها را دچار پرسش نموده و از اين خلا بدست آمده بيشتر از شهروندان سودجويان و يا خاطيان ضوابط و مقررات بهره مند خواهند شد. در اروميه هم اكنون طرح جامع با اسلوب جديد در حال تهيه بوده، طرح جامع و تفصيلي مصوب قبلي در دست اجرا بوده، پروژه مكانيابي ساختمانهاي مسكوني چهار طبقه و بيشتر تهيه شده و طرحهاي موضوعي بهسازي و بازسازي بافتهاي قديم شهري كه خود نيز داراي روشهاي بعضا متفاوتي ميباشند، در حال تهيه و اجرا ميباشند. اين تعدد طرحها و تازه بودن الگو و شيوه هاي ساختاري آنها همان پرسش يادشده را بوضوح آشِكار مي سازد.

 

 

نتيجه

            حال اگر مجددا سوالاتي كه در ابتداي بحث مطرح شدند مورد بازبيني قرار گيرند در كنار توجه به مطالب فوق به اين نتيجه كلي ميتوان رسيد كه پروسه شهرسازي از مسير عادي خارج شده است. در سال 1375 يكي از مهندسان شهرساز با تجربه شهر اروميه كه بر روي قسمتي از اراضي تعاونيهاي مسكن واقع در حوالي جاده انهر طرح تهيه نموده بودند، اظهار داشتند: "اراضي توسعه اي كه در حال حاضر به محدوده شهر در حال افزايش ميباشند معادل با سطح كل شهر قره ضياءالدين در سال 1385 ميباشد" و اين در حالي بود كه طرح جامع و تفصيلي در همان زمان در حال اجرا بوده و بعبارتي در زمان تهيه طرحهاي يادشده اراضي توسعه جديد با اين مقدار (توسعه دملي) ملحوظ نگرديده بودند (حتي امكان لحاظ نيز وجود نداشت چرا كه خارج از هرگونه احتمالات محاسباتي-علمي- بود).

ناگفته نماند تمام اوصافي كه در خصوص آمار و ارقام ارائه شدند، تاكنون مرتبط با اقدامات قانوني بودند. همانند اكثر شهرهاي دنيا بحث حاشيه نشيني يا اسكان گزيني در حاشيه و خارج از محدوده قانوني شهر در اروميه نيز مشاهده مي شوند. اينگونه ساخت و سازهاي بي رويه كه حتي متراژ مساحتهاي عرصه آنها بعضا از استانداردها و سرانه هاي مربوطه بسيار پايين تر ميباشند، در كناره هاي شهري مشاهده شده و با اينكه افزايش مساحت به محدوده قانوني شهر صرفا در قالب حل و فصل قانوني برخي مشكلات مربوط به تعاونيهاي مسكن بوده، مساحتهاي غيرقانوني در حال افزايش كه به نظر نامحسوس نيز جلوه كر ميشوند شكل چند ضلعي نامتقارن و نامربوطي را به شهر اروميه ميدهند.

حال با وصف تمامي اين موارد چاره كار كجاست و واقعا آيا ارائه اطلاعيه هاي جلوگيري از ساخت و ساز (حتي با هدف اطلاع رساني) چقدر در حل مشكل ياري خواهد نمود و اصولا چرا ميبايست اطلاعيه صادر نمود؟ پاسخ خيلي واضح است. اگر مقصدي هست بايستي راهي به آن باشد و اگر مسيري به آن مقصد هست بايستي اطلاعاتي از مسير وجود داشته باشد. اما ذكر اين نكته نيز ضروري است كه گفته اند آدم عاقل را اشارتي كافي است و تكرار بيش از حد تذكر جز نتيجه منفي چيزي در بر ندارد. ميبايست اقدام عملي در كنار آن نمود. پيشنهاداتي كه در اين زمينه ميتوان ارائه نمود، به قرار زيرند:

  1. مديريت شهري پرتوان و مشخص كه جامع نگر بوده و بهره گير كارشناسان با تجربه و عالم باشد.
  2. برخورد قاطع و شديد با سوداگران آرزوها (كه همان دلالان و زمين خواران باشند) و اضمحلال كنندگان روند شهرسازي و شهرنشيني در قالب ضوابط و مقررات (عمومي و شهري)
  3. با افرادي كه صرفا لقب متخصص را با خود به يدك كشيده و به نوعي همكار سودجويان در اقدامات غيرقانوني ميباشند، در چارچوب قانون برخورد گردد.
  4. تعريف طرحهاي شهري با مشخص نمودن الگوي سيستمي تهيه و اجراي آنها با مشخص نمودن افقي مشخص، بوضوح بيان و شرح داده شده و ملاك اصلي براي تمامي طرحهاي شهري باشد. همچنين با نقش دهيهاي متعدد به شهر كه با ديد آينده و جامع نگر خواهد بود به اقتصاد شهري (در افزايش توان مالي شهروندان) اهميت ويژه اي داده شود. بديهي است اين موضوع ارتباط بيشتري با طرحهاي فرادست نيز پيدا خواهد نمود.
  5. پس از تهيه طرحهاي جامع و تفصيلي به طرحهاي موضوعي در مقياس مناطق شهري اهميت ويژه اي داده شده و صرف مثلا مناطق قديم نباشد. البته اين موضوع در ارتباط مستقيم با مشاركت مردمي بوده و در صورت نشان دادن امكان ارائه خدمات بيشتر و بهتر و افزايش ارزش افزوده براي مالك و يا امكان ايجاد ارزشي افزوده براي وي، موضوع از جذابيت بيشتري برخوردار خواهد گرديد (همانند پروژه هاي بازانتظام زمين در كشورهاي مختلف دنيا).
  6. بازنگري ضوابط و مقررات در چارچوب زماني و مكاني مشخص. (آيا استانداردهاي يكسان ميتواند براي همه مكانها عموميت پيدا نمايد؟)
  7. بهره گيري از هرگونه ابزارها و امكانات لازم در پيشبرد قاطع و سريع اهداف طرحها پس از تهيه و تصويب آنها و پرهيز از تغيير سياستهاي نفس وجودي طرحها در زمان اجرا.  

                                                                                                رضا پورمجيدي

                                                                              تابستان 1384


١  شهر اروميه بصورت موردي بررسي ميگردد.

٢ جدول 7-2، صفحه 44، فصل دوم: جمعيت، سالنامه آماري 81- انتشارات سازمان مديريت و برنامه ريزي استان آ-غ، تاريخ انتشار 1382.  

١ برگرفته شده از طرح مكانيابي ساختمانهاي مسكوني چهار طبقه و بيشتر در شهر اروميه. تهيه كننده: مهندسين مشاور شارمند، خرداد 81.


برچسب‌ها: توسعه شهري اروميه
نوشته شده توسط رضا پورمجیدی در 86/05/13 |

 

 

از "كوبه" تا "بم" و "جنوب شرق آسيا"

 

 

ماه دسامبر سال 2004 ميلادي و دقيقا شش روز بيشتر به تحويل سال نو مسيحي باقي نمانده بود. شب همان روز در حالي كارت تبريك سال نو را به دوستان خود در ساير كشورها ارسال نموده بودم كه هيچگونه خبري از دريا لرزه سهمناك (تسونامي-Tsunami) نداشتم. آن شب بدون مراجعه به سايتهاي خبري زودتر از موقع خواب را به بيداري ترجيح داده و به استقبال روزي نو رفتم. صبح روز بعد بود كه در جريان آنچه در جنوب شرق آسيا اتفاق افتاده بود قرار گرفتم. از اين بابت همانند ساير مردم اين كره خاكي از آنچه بر سرنوشت اين انسانها گذشته بود تاسف شديدي خوردم. چه انسانهاي زيادي كه از اين بابت مستقيما آسيب ديده بودند. انسانهايي كه نه تنها عزيزان خود را از دست دادند بلكه خانه و كاشانه خود را جز ويرانه اي بيش نيافتند. اين رخداد به نوعي مشابه زمين لرزه اي بود كه يكسال پيش و در همان زمان شهروندان كشورمان در شهر بم را دست بگريبان كرده بود.

طي تاريخ زلزله هاي سهمناكي ديده شده اند و دريالرزه جنوب شرق آسيا يكي از آن زلزله هاي دهشت بار بوده است كه بدون شك همواره مورد مصداق خواهد بود. سونامي نيز زلزله اي بود و اتفاق افتاد و بديهي است صرف نظر از مكانيسم رخداد آن، پيامدها و تبعات بعدي مربوط به خود را در بر خواهد داشت. مناطق متاثر از سونامي ميبايست مجددا باز سازي گردند اما نكته اينجاست چه طرحهايي ميبايست تهيه گردند تا در مدت 10 سال1 نهايتا به اجرا در آمده و صرفا بر روي نقشه ها و بصورت دو بعدي باقي نمانده باشند. در تطابقت زمان ياد شده با زمان اجرائي طرحهاي شهرسازي، ميتوان گفت كه 10 سال براي طرحهايي اختصاص داده ميشوند كه بعنوان "بلند مدت" شناخته شده اند. بعبارتي ديگر طرحهايي همانند طرح جامع شهري كه خيلي هم اجرايي تر نمي باشند را جزو طرحهاي بلند مدت ميشناسيم. اما نكته مورد نظر اينجاست كه طرحهاي منطقه سونامي زده ميبايست به معناي واقعي اجرايي بوده و طي 10 سال دوره بازسازي اجراي عملي آنها باتمام برسند.

در تاريخچه شهرسازي طرحهاي اجرايي تري بوده اند كه پس از آزمون و خطا نتايجي را در بر داشته اند اما كشورهاي هندوستان، تايوان، تايلند و برخي ديگر از كشورهاي منطقه سونامي زده از مدتها پيش عمدتا از طرحهايي برخوردار بوده و به اجرا در مي آورند كه به عنوان طرحهاي اجرايي تر از آنها ياد كرده و داراي اهميت و كاربرد بيشماري ميباشند. "طرح بازانتظام زمين  (Land Readjustment)" با تفاوتهاي اندك شكلي و بعضا اسمي از جمله آن طرحهايي است كه در مناطق ياد شده مورد استفاده بيشتري داشته و كشورها بر روي آنها سرمايه گذاريهاي مادي و معنوي زيادي مينمايند. اين طرحها عمدتا برگرفته از سيستم "طرح باز انتظام ژاپني" هستند.

زلزله، سيل، طوفان و يا هرگونه عوامل بحران ساز طبيعي و مصنوعي براي نوع بشر هيچ  خوشايند نبوده و هرگز نخواهند بود و همواره وي با عينكي تيره و اندوهگين بدان خواهد نگريست اما آنچه كه براي او ميبايست حائز اهميت باشد تجربه گيري از اين عوامل ميباشد. خواهيم ديد كه بعد از حدود 10 سال همان كشورهاي سونامي زده به چه سان خواهند بود. اگر نسبت به دوره پيش از سونامي و از ديدگاه شهرسازي و معماري بهتر طراحي شده باشند، دليل آن جز بسيار اجرائي تر بودن طرحهاي تهيه شده با پس زمينه جلب مشاركت مردمي نبوده و محتملا بعد از دوره بازسازي متوليان امر خواهند گفت كه ما براي تاريخ آينده باز سازي نموده ايم. در ژاپن بعد از زلزله مهيب كوبه و يا بمباران اتمي هيروشيما طرحهاي باز انتظام (Land Readjustment) به اجرا در آمده و پس از حدود 8 سال١ آثار زلزله و ويرانيها جز در موزه هاي احداثي در جاي ديگري موجود نبوده و بجاي آنها ساختمانها و اماكن بسيار محكم و زيبا احداث گرديدند كه اين بعنوان استفاده مثبت از فرصت نازيباي بدست آمده براي بازسازي است.

دريا لرزه جنوب شرق آسيا يكسال بعد از زمين لرزه بم اتفاق افتاد. اگر بعد از 10 سال مثلا در اندونزي تمام مناطق سونامي زده بازسازي شوند آيا يكسال قبل از آن بازسازي بم ما نيز به اتمام رسيده است. انتظار پايان دوره اجراي طرحهاي تهيه شده خيلي دور نبوده و با در نظر گيري مصداقهايي همانند مثلا 8 سال دوره طرح بازسازي براي كوبه در ژاپن و 10 سال براي منطقه سونامي زده در جنوب شرق آسيا، مدت زمان بازسازي شهر بم را با كم و كيف آن مورد ارزيابي قرار داده و خواهيم داد كه آيا طرحهاي ما توان اجرائي واقعي تر را دارا بوده اند و تجربه ما چه بوده است. آيا به معناي واقعي به طرح اجرائي تر خاصي رسيده، در نوع عامه پسند شايع نموده و حتي خواهيم توانست پا را فراتر نهاده و با بهره گيري از فرهنگ محلي و بومي و ايده ها و تفكرات خودي و جهاني، در مقياسهاي متفاوت با صدور تكنولوژي نرم افزاري آن همانند برخي از كشورها جهان شمول نمائيم.

 

                                                                                     رضا پورمجيدي

                                                                                    کارشناس امور شهری

  



١ تاكيد بر سخنان "كوفي عنان" دبير كل سازمان ملل متحد، در رابطه با دريا لرزه سهمناك

١  مستند به بازديد نگارنده از محل


برچسب‌ها: كوبه, بم, جنوب شرق آسيا
نوشته شده توسط رضا پورمجیدی در 86/05/11 |

 

پل آرزوها، پلي براي آينده

 

 

مقدمه

مندرجاتي كه ذيلا تقديم ميگردد، مقاله اي است كه به منظور درج در يكي از نشريات معتبر بين المللي به زبان انگليسي تهيه شده و ترجمه آن باستحضار ميرسد كه اميدوار است مورد توجه خواننده محترم قرار گيرد. در اين مقاله نويسنده تلاش نموده، ارتباط مابين پروژه هاي خاص و موضوعي محلي را كه در اين مقوله "پل ميانگذر درياچه اروميه" مد نظر ميباشد، در مقياس كلان و بين المللي مورد توجه عامه مردم، متخصصين محلي و بين المللي و متوليان و مسولين مربوطه قرار دهد. در اجراي پروژه هاي تهيه شده نقش متخصصين در ايجاد فضاي پشتيبان و اعتقاد به نتايج مورد استحصال در آينده از اهميت ويژه اي برخوردار است.

 

پل آرزوها

مشخصا يكي از مهمترين مباحث ايجاد تحرك و انگيزش در نيل به پيشرفت ارائه طرح ميباشد كه اين موضوع بدون اعمال برنامه ريزي قابل استحصال نميباشد. بر اساس اصول اوليه علم برنامه- ريزي هر طرح ميبايست داراي يك پايه تحقيقاتي باشد كه مشتمل بر بررسيها، مطالعات، تجزيه و تحليلها و ايده ها و تفكرات بكارگرفته شده خواهد بود. اين فرآيند بعنوان يك پس زمينه در تمامي طرحها وجود داشته و يا جهت نيل به نتايج مورد انتظار ميبايست مد نظر قرار گيرد.

            مرتبط با علم برنامه ريزي شهري ميتوان گفت كه اين فرآيند و ساير زمينه هاي آن مشخصا فاكتورهاي انفكاك ناپذيري هستند كه منتهي به يك طرح عملي خواهند شد. هدف آن است كه بتوان در يك منطقه شاخصهاي بهبود و پيشرفت را ايجاد نمود. اساسا اگر طرحي وجود داشته باشد مباحث يادشده نيز اعمال خواهند شد اما بويژه زماني كه طرحهاي پايين دست و موضوعي وجود داشته و امكان ايجاد ارتباطاتي مستقيم و يا غيرمستقيم با فرآيند و زمينه هاي فوق الاشاره را ميتوانند فراهم نمايند سئوالي مطرح خواهد بود و آن عبارت از نحوه ارتباط آنها با يكديگر است.

            پل درياچه اروميه كه در حال حاضر در دست احداث بوده و در منطقه بعنوان پل آرزوها مشهور است١، داراي ارتباطات مستقيم و غير مستقيم يادشده ميباشند كه البته در اين مقوله ارتباط مستقيم مد نظر قرار ميگيرد.

            به استناد يكي از مقالات مندرج در يكي از مجلات فني و تخصصي محلي٢ نويسنده مرقوم داشته اند كه تمامي آنچه كه بعنوان مطالعات مضاعف نام برده شده و يك مطالعه و بررسي ميتواند از آنها بهره مند شود، اين طرح (طرح پل آرزوها) خيلي اضافه تر از آنرا باخود به همراه دارد. اما بنظر ميرسد نويسنده در خصوص چگونگي ارتباط آن با طرحهاي شهري اروميه و اساسا بطور مستقيم يا غيرمستقيم با ايجاد تحرك و بهبود و پيشرفت اطلاعاتي نداشته است. البته قابل قبول بوده و منطقي نيز بنظر ميرسد كه بررسيهاي مربوط به پل داراي ارتباطاتي با طرحهاي يادشده نداشته باشند. طرح و مطالعات آن تنها در خصوص يك پل ميباشند اما اين پل يك پل شناخته شده معمولي نيست. پل آرزوها داراي كاربردهاي بين المللي است.

            اروميه شهري است كه در شمال غرب ايران واقع شده اما داراي ارتباطات جغرافيايي كافي با اطراف خود نميباشد. اين موضوع همچنين به مناطق بزرگي از قسمت غرب درياچه اروميه شامل ميشود. بنظر ميرسد كه شهر و محيط اطراف آن در يك منطقه ايزوله قرار دارند. ايجاد تحرك و نيل به پيشرفت و بهبودي نيازمند تفكر و اقدام نه تنها منطقه اي بلكه جهاني است كه در اين خصوص عبارت بين المللي را بهتر ميتوان بدين منطقه نامگذاري نموده و استفاده كرد. اين بدان معني است كه پل مورد بحث وسيله اي جهت از ميان برداشتن تفكرات سنتي قديمي و گشايش منطقه به جهان است. پل يادشده قادر خواهد بود كه به آساني مسيرها و جاده هاي تركيه و عراق را به ايران و شايد عراق را به

آذربايجان متصل نمايد. از آنجايي كه جابجايي مكاني رخ خواهد داد لذا انتقال پول و صرف آن نيز افزايش پيدا خواهد نمود. تمامي اينها بدان معنا هستند كه اروميه و مناطق اطراف آن نقش جديدي را بدست خواهند آورد. بدين لحاظ خدمات در زمينه هاي مختلف و در انواع متفاوت آن ميبايست افزايش يافته و در طرحهاي توسعه آتي نيز در حد زيادي منظور گردند. سهل الوصول ترين مكان نائل شدن به اين برنامه ها (بويژه در خصوص شهر اروميه) طرح جامع شهر ميباشد كه دوره اجرايي آن به اتمام رسيده و طرح جديدي در حال تهيه شدن ميباشد. توصيه ميشود كه بر روي مطلب و در طرح ذكر شده اهتمام ويژه اي مبذول گردد هر چند كه طرحهاي بالادست و هدايت گر تهيه طرح جامع وجود داشته و با عنايت به ساختار و محتواي راهبردي آنها در طرحهاي زيردست مورد استفاده قرار ميگيرند. 

            توصيه ها بدينجا ختم نميشوند. جنوب شرق تركيه، شمال عراق و شمالغرب ايران كم و بيش داراي مشكلاتي در بهبود و پيشرفت هستند. سرمايه گذاري در اينگونه خطوط، مسيرها و پلها داراي اهميت ويژه اي است. ايران بعنوان پلي به آسيا محسوب گرديده و يكي از اصلي ترين راهها و مسيرها را ميتوان "پل آرزوها" محسوب نمود. به احتمال قوي پل يادشده خواهد توانست در آينده نقش و هويت شهر اروميه را بصورت موثري تحت تاثير قرار دهد. مضافا شايد در حال حاضر به دور از واقعيت بنظر رسد اما اگر مشكلي در روند انجام طرح بوجود نيايد در آتيه ميتوان "جاده ابريشم" گونة جديدي را از اين مسير نظاره گر بود!

 

 

رضا پورمجيدي

كارشناس امور شهري

 

 

  

 



 

١ طول پل ميانگذر اصلي 1276 متر، داراي چهار باند رفت و برگشت وسائط نقليه سواري، يك باند در قسمت وسط جهت عبور قطار، دو باند كناري براي عابرين پياده. ارتفاع: حداقل 10 متر.

٢ناصر ثبات ثاني، گزارشي از پل آرزوها، پيك نظام مهندسي ساختمان آ-غ، شماره هاي 7 و 8 (پاييز و زمستان 1383)، ص 46-45.  

 


برچسب‌ها: پل آرزوها, پلي براي آينده, پل میانگذر دریاچه ارومیه
نوشته شده توسط رضا پورمجیدی در 86/05/11 |

 

Wishes Bridge, Future Bridge

 

 

            Obviously, one of the most important issues of motivation and moving to improvement is planning, the subject that cannot be achieved without programming. According to main principles of programming, every plan must have an investigation base what includes surveys, studies, analyses and ideas. This procedure presents or must present as a background of all plans to involve conclusions.

            Related to city planning, this procedure and additional aspects are definitely inseparable factors of getting to a practical plan. The subject is having routes of improvement characters on an area. Basically, if there is a plan, these are carried out. But there is something questioned especially while having other sub-plans or case plans that can have direct or indirect connections to them.  The question is about their relation between each together.

            Bridge on the “Lake of URMIA” which is presently being built and is famous as “Wishes Bridge” in the region has the mentioned connections. However, for forwarding the writing we stand on direct connection.

            Based on an article in one of the local technical magazines€, the writer has informed that all and additional surveys that a study can benefit, Wishes Bridge and its study schemes have extra. But it seems the writing did not have any details on how it is connected to URMIA city plans or basically, directly and truly to its motivation and improvement. Here, it is accepted that surveys of the bridge do not have any relations that in some cases it seems to be logical. The plan and studies are just for a bridge but this bridge is not the kind of normally known bridge. It has international usages.

            URMIA is a city located in northwest of IRAN but does not have enough geographical relations to the sides. This also goes to big area of west part of the Lake of URMIA. The city and its area are seemingly located on an isolated region. Motivation and getting improvement highly needs thinking and doing not only regionally but also globally that for this part of the Earth it is called internationally. This means the bridge is a mean for removing last traditional thoughts and opening area to the world. The bridge can connect the ways from TURKEY to IRAN or IRAQ to IRAN and maybe to AZERBAYJAN easily. The positive consequences can be achieved and as moving from parts to parts will be exceeded, transferring money and spending it will go high. All these mean URMIA and its area will get a new character. For this, services for different ways must exceed and be recommended in future plans highly. The closest address to get involved (related to URMIA city) is comprehensive plan what its implementing period has been expired and a newer is being presently prepared. Focusing on the case is highly recommended on the mentioned plan though there are up-level plans and some main guidance of preparing this comprehensive plan can be achieved and must be considered according to their structures and leading sub-plans.

            Recommendations are not finished. Southeast of TURKEY, north of IRAQ and northwest of IRAN have difficulties in progress. Investment on these kinds of ways (means bridges) is important. IRAN is the kind of bridge to ASIA and one of the main ways can be “WISHES BRIDGE”. It may effectively influence character and identity of URMIA in the future. Also, maybe it presently seems to be far from reality but if no wrong on the process, the kind of “SILK ROAD” can newly be achieved!

 

 

Reza POUR MAJIDI

Urban Affair Expert

August 05

 

 

 

 

 


 

 

 Length: Main mid-pass bridge 1276 meters; Bands: 4 for cars, 1for railway in the middle of bridge, 2 side roads for walking; Height: minimum 10 meters.

€ Nasser SABATSANI, a report of Wishes Bridge, Peyk-e-Nezam (West Azerbayjan, Iran) Nos. 7 and 8 (Fall and winter 2004-05), pages 45-46.


برچسب‌ها: bridge between Urmia, Tabriz, Wishes Bridge, Future Bridge
نوشته شده توسط رضا پورمجیدی در 86/05/11 |